مصاحبه هزار کتاب با محمد آزرم ؛ شاعر، منتقد، روزنامه‌نگار

    کتاب‌خوانی من روالی منظم و خطی ندارد. بیش‌تر مواقع هم‌زمان دو یا سه کتاب را می‌خوانم. موضوع کتاب‌هایی که می‌خوانم اغلب متفاوت است اما بارها چند کتاب داستان یا مجموعه شعر را با هم خوانده‌ام. چند صفحه از این و چند صفحه از آن تا وقتی که بالاخره یکی از کتاب‌ها تمام شود و جای خود را به کتاب دیگری دهد در ساعت‌های خواندنم. اما امسال کتابی به این ساعت‌ها رسید که فقط کتاب نبود و خودش چنان غیرخطی بود که جایی برای دیگر کتاب‌ها باقی نگذاشت:‌ داستان‌هایی برعکس از ‌لیلا صادقی‌ که در دو فرمت کتاب و مالتی‌مدیا منتشر شده است. صادقی در این اثر علاوه بر داستان‌نویسی، طراحی و کارگردانی اثر را هم انجام داده است. رویکرد او در داستان‌هایی برعکس‌ پدید آوردن حداکثر امکانات برای روایت کردن است که نظام‌های ارجاعی دیگری غیر از زبان نوشتاری را هم شامل می‌شود. خطرپذیری و عبور از مرزهای تعریف شده‌ی قصه‌نویسی، آثار او را در آن‌چه ‌«ادبیات متفاوت» می‌نامم مثال‌زدنی می‌کند.
این اولین اثر داستانی فارسی است که به صورت مالتی‌مدیای تعاملی همراه با کتاب منتشر شده است. ‌داستان‌هایی برعکس
داستان زنی‌ست که بعد از جر و بحث با شوهرش، تصادف می‌کند و به کما می‌رود. اما این ضربه‌ی داستانی، تازه آغاز روایت‌های برزخی ذهنی‌‌ست که زمان‌ها و موقعیت‌ها را با هم ترکیب می‌کند و روزمره را به اسطوره پیوند می‌زند و روایتی متکثر از دیدگاه‌های مختلف ارایه می‌دهد.
روایت کتاب، قطعه‌قطعه، متقاطع، موازی، مبهم و استعاری‌ست که از نگاه راوی به کما رفته، ماجرای زندگی زن و مرد را بیان می‌کند. این که راوی به کما رفته چه‌طور می‌تواند روایت کند، همان بزنگاه داستانی است که خلاقیت در روایت آن را پدید می‌آورد. آن‌چه بیان می‌شود قطعه‌قطعه و فاقد نظم خطی‌ست. در مالتی مدیای
داستان‌هایی برعکس‌ ویژگی فضای الکترونیک به ویژگی‌ قصه تبدیل شده است. پس قصه از ساختاری خطی پیروی نمی‌کند. حضور ساختارهای غیرخطی یا چند وجهی در داستان‌هایی برعکس‌ امکان چیدن مجدد قصه در هر خوانش را فراهم می‌کند. ساختار غیرخطی این مالتی‌ مدیا در هزارتویی از لینک صفحه‌ها صورت می‌گیرد.
خواندن و دیدن این اثر هنری داستانی را به خوانندگانی که می‌خواهند از آینده‌ی جا نمانند، پیشنهاد می‌کنم.

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن غلامی

ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو زینت و تاج نگین از گوهر والای تو افتاب فتح را هر دم طلوعی می دهد از کلاه خسروی رخسار مه سیمای تو جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا سایه انداز همای چتر گردون سای تو از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف نکته ای هرگز نشد فوت از دل دانای تو اب حیوانش زمنقار بلاغت می چکد طوطی خوش لهجه بینی کلک شکر خای تو گر چه خورشید فلک چشم و چراغ عالم است روشنایی بخش چشم اوست خاک پای تو انچه اسکندر طلب کرد و ندادش روزگار جرعه ای بود از زلال جام جان افزای تو عرض حاجت در حریم محضرت محتاج نیست راز کس مخفی نماند با فروغ رای تو خسروا پیرانه سر حافظ جوانی می کند بر امید عضو جان بخش گنه فرسای تو شعرازحافظ

حسین

سلام به سال نو بهارت سبز باد و نوروزت خجسته و به امید فردا[گل]

تازه های ادبی

★ ★[گل]◄███▓░سال نو مبارك▒▓███►[گل]★ ✿ ★ ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ ┊   ┊┊   ┊┊ ✿ ┊   ┊┊  ✿[گل] ┊   ┊┊   ┊   ✿[گل] ┊ ✿ [گل] ★

الهام حیدری

سلام با یک پست ناگهانی دو شعر غمگین و به شدت هشتاد و هشتی و پنج خبر شاد و امیدوار کننده از سال هشتاد و نه به روزم صد سال به از این سال ها! منتظرم

گروه وبلاگ نویسی لبخندایرانی

سلام برشما هنرمندعزيز وبلاگ نويس توانا با توجه به بازديد از وبلاگ شما ورضايت كامل از مطالب موجود در وبلاگ شما از شما در خواست مي شود كه در صورت بازديد از وبلاگ ما كه داراي پيش از160 دوست لينكي همكار است تبادل لينك داشته باشيد.در صورت توافق افتخار داده ولينك وبلاگ* لبخندايراني-پسرانه قديم *را در وبلاگتان قرار دهيد و خبردهيد تا در عرض حداقل 30دقيقه پس از بازديد پيغام شما در فهرست لينكي اين وبلاگ قرار گيريد و به بيش از 100نفر از دوستان ما معرفي شويد براي حمايت از اين وبلاگ خواهشمنديم بر روي تبليغات موجود در وبلاگ ما كليك كنيد.شاد وموفق باشيد www.iranpk.persianblog.ir مديريت:hu

خواجات

بهارتان بیش از این باد . بفرمایید شعر

نوید

سلام خانم صادقی . خیلی خوشحال میشم اگه داستانم رو بخونید و بهم نظر بدید. http://beket.blogfa.com/page/es.aspx

حسین یوسفی

سلام خسته نباشید ممنون که قدم رنج فرمودید وبلاگ ما را با نظرتون گلباران کردید [گل]