رودخانه در باتلاقی غرق می شود به نام: «گاو خونی»

(رمانی از جعفر مدرس صادقی و فیلمی از بهروز افخمی)

نوشته لیلا صادقی (١٣٨١)

گاوخونی انتهای رودخانه‌ای است در رمانی از جعفر مدرس‌صادقی (۱۳۶۲) که بهروز افخمی در سال ۱۳۸۱ فیلمی برگرفته از این کتاب را بر روی پرده سینما برد. این یادداشت به بررسی داستان گاوخونی و سپس فیلم برگرفته از آن می‌پردازد و با مقایسه‌ی این دو ژانر، جایگاه این دو اثر هنری را نسبت به نحوه‌ی ارائه اثر مطالعه می‌کند.

داستان رمان فصل به فصل پیش می‌رود و جریان داستان به صورت تکه تکه تعریف می‌شود که هر تکه در یک فصل می‌گنجد. با پیش رفتن فصل‌ها، تکه‌ها کنار هم می‌آیند و با تکمیل تکه‌های داستانی، روایت کلان در نمایی جدای از جزئیات در هر فصل شکل می گیرد. داستان قسمتی از واقعیتی اجتماعی است که با دیگر عناصر پیوند دارد و در واقع می‌توان گفت که گاوخونی در چند بعد روایی شکل می‌گیرد: ۱. روایت جمله به جمله، ۲. روایت فصل به فصل، ۳. روایت در سازه های معنایی.

---------------

برای خواندن ادامه مطلب مجله شهروند کانادا را (با فیلتر شکن) کلیک کنید.

/ 1 نظر / 10 بازدید
سارا بهرام زاده

سلام خانم صادقی شما را به سرزمین سونات ها دعوت می کنم. با احترام نگاه خوب شما موجب شد مجددا فیلم را ببینم و رمان را بخوانم. ممنون از نوشته تان. تا انتهای رود / گاوخونی آنجاست/ با راهیان آب /آبستن و پریشان. تا آنجا که رودخانه غرق می شود / بی هوش و فراموش... .