پشت گرمی

 

پشت گرمی خوبی است که پشت کنی به سرما
ولی مدام گرم باشی از سایه هایی که می سایند به سنگ
سنگین تر شوی از پلی که ساییده می شوی از کفش ها
بزرگ تر از خدایی که تقسیم می کند خاک ها و آدم ها
خاک و دمی برای نشستن زیر پای یک درخت
آه و دمی برای ریختن روی سر مرده ای که پشتش سرد
دمی مدام از پله ها بروی بالا از سر کسی که پا به پا می شود
می ایستد پائین

پشت گرمی خوبی است که سنگین تر شوی از ایستادن
ولی مدام رسیده باشی از سیب به دست هایی که آسیب می گیرند از شاخه ها

آه... دمی که طرد شده باشی برای هوایی که نفس نمی کشم
و مدام تقسیم شود این خاکی که سهم تو نشستن و سهم من ریختن
خاک و دمی برای ریختن
آه و دمی برای نشستن

 --------

لیلا صادقی

/ 9 نظر / 8 بازدید
پندار

سلام چندین بار خواندم و سرشار شدم[گل][گل]

پندار

سلام چندین بار خواندم و سرشار شدم[گل][گل]

تاکسی شهری

سلام درود بر شما که در غنی کردن دنیای مجازی فارسی زبانان دست گشاده ای دارید [گل]

حسام

[گل]

حسام

[گل]

یک آدم

تو فقط فکر می کنی که هستی. در واقع برای هیچ کس نیستس. آدمای این دنیا فقط و فقط به خودشون فکر می کنن. حتی من. پس تو نیستی.

nima

سلام نمی دانم که در پس این چهره زیبا و محجوب چه خفته اما می دانم که دلم پاییز می خواهد. مطالبتون رو خوندم خیلی زیبا بودن . ادامه بدین لطفا

اقاقی

سلام.بروزم با "خرمن"ومنتظر نگاه زیباتون[گل]