آینه‌ای در برابر آینه‌ات، یادداشتی درباره مجموعه شعر داستان لیلا صادقی

حمید امیدی (مایاماناس)
درباره: “ازغلط های نحوی معذورم” 

نشریه اینترنتی لیلا صادقی، 1390، دوره 10، شماره 10

 

مجموعه شعر/ داستان «از غلط های نحوی معذورم / زندگی پر است از غلط های نحوی » که در ادامه با عنوان مختصر « از غلط‌های نحوی » می‌آید، شامل چهل شعر است که هر شعر با شماره‌ای نام‌گذاری شده که متناسب با ترتیب شعرها است و بر هرشعر هم ، اسم ِ شبی است که شماره‌اش تناسبی عکس با ترتیب شماره‌ی شعرها دارد. در پاورقی (حاشیه‌ی) هر شعر، قسمتی از داستان روایت می‌شود که آن هم شماره‌ای متناسب با شماره‌ی (و نه شماره‌ی اسم ِ شب ) شعرها دارد. 

ه عنوان مثال، شعر یک با اسم ِ شب ِچهل م دارای پاورقی روزِ یک است. شعرها دارای اسامی شب‌اَند و نثرها (داستان ) اسمِ روز: شب ِ چهلم،شبِ سی ونهم، ... و روزِ1 ، روزِ2 ، ... . هر شعر را می‌توان مستقل از دیگر شعرها خواند، به عبارتی هر شعر کلیتِ ویژه‌ی خود را دارد و البته هر پاورقی هم در سیکلی دایره وار به شعری که در متن است می پیوندد. در حالی که پاورقی‌ها (نثرها) هر یک بریده ای از کلیت ِ متن ِ نثر را بیان می‌کند و هر بریده مستقل و قائم به خود نیست، هر چند هر بریده‌ی پاورقی در پیوند با سیکل ِ شعر/ نثر ِ همان صفحه است. از دیگر ویژگی‌های این مجموعه این است که شعرها دارای زبان و لحنِِ بیانیِ امروزی‌اَند و شب‌ها دیروزی و از ارکانی که کلیتِ شعر بر آن پی‌ریزی شده، دوگانه‌هایی است چون: شب / روز ، ماه / خورشید ، دشمن / دوست ، پیر / جوان ، زن / مرد ، خیر / شر ، نور / ظلمت ، دانایی/ نادانی، بینا / نابینا ، سپیدی / سیاهی (سیه فامی) ، من / دیگری، شعر / نثر ، متن /حاشیه ، زبانِ امروز / زبان دیروز، انسان امروز / انسان دیروز ،... . شخصیت ها و اسم‌هایی که در داستان گاه و بی‌گاه،کم‌تر و بیش‌تر، حضور دارند و از آن‌ها نام برده می‌شود: مردِ صیاد، زنِ صیاد، پسرانِ زن، جوان، ماهی ، اسبِ تازی، و ... نیز اگر داستان را چند لایه فرض کنیم، لیلا و مخاطب ، دو شخصیتِ بیرونی‌تر داستان اَند.
به نظر دوگانه‌های بر شمرده ، در مجموعه‌ی «از غلط های نحوی » از سنخ دوگانه‌هایی که هر وجهی در تقابل و در تناقض ِ صرف با وجه دیگر می‌ایستد / می‌نشیند، نباشد. بلکه: وجوه دوگانه، وجوهی درتکمیل هم‌اند و در پی و در کنار هم، و در فرایندی چرخ وار، و نه لزومن خطی و جهت‌دار. از این رو شناخت و نور افکنی بر هر وجه، شناخت و نور افکندنی در دیگری است و برای تکمیل هر سویه به سمت سویه‌ای دیگر باید رفت: روز، از پیِ شب می‌آید و به عکس، دانایی درپی نادانی و به عکس _ که هر دانسته، میدانی فراخ‌تر، از نادانسته‌ها می‌گشاید _ 
در دوگانه‌ ی شعر/ نثر ، شعرها غیرسمبلیک و اما داستان ، سمبلیک و از عناصر نمادین بهره می‌گیرد. اضافه بر این زبان ِداستان، زبانِ زمانه‌ای است که نمادهاو اسطوره ها – که اکنون، اسطوره‌اند – سویه‌ای واقعی برای آن‌ها داشته است و البته این ویژگی ، مختص ِ هر اسطوره‌ای است، که آن چه اکنون برای ما وجهی واقعی دارد چه بسا که برای آمده‌‌‌گان به اسطوره‌ای راز آمیز بدل شود. شاید بشود گفت که آن چه ایجاب کرده که زبانِ داستان ، زبانِ دیروزین انتخاب شود، این باشد که: ویژگی داستان ، روایت است و زبان دیروز هم، زبانی متناسب و مناسب، برای روایت . اما بهتر این نیست شاید؟ که: دوگانه‌ی دیروز / امروز – که در راستا و هماهنگی ِ با سایردوگانه‌ها بر دلِ مجموعه ی «از غلط های نحوی» حک شده – موجب شده که زبان داستان، که در گذشته می‌گذرد، زبانی متناسب با آن روزگار باشد.
یکی از مفاهیم کلیدی در این مجموعه، مفهوم «کلمه» است که در نثر ِ پاورقی موج می‌زند و ماهیِِ متن هم، که جانوری است «کلمه خوار» به اسطوره‌ای تبدیل می‌شود که اثر را به فضایی امروزی/ اسطوره‌ای تبدیل می‌کند (روز5 : جوان چهل سالی که اندر ماهی بود، باکلمه‌هایی زندگی کردی که ماهی فربه ازآب همی گرفتی. کلمه‌هایی به طعم درخت وکلمه هایی به طعم آتش . جوان با هرکلمه‌ای که خوردی، طبعش تغییرکردی.)


در باره‌ی اسطوره و رمز، ونقش مؤثر ِ هنرمندِ اثری هنری، ردّی از اسطوره‌ای مطرح در مجموعه‌ی «ازغلط های نحوی» به چشم می‌آید. به نظر در این مجموعه و در سریال ِ چهل قسمتی «پانوشته‌‌ها»یش می‌توان نشانه‌ای از اسطوره‌ی معروف «آفرینش» دید که در آن، نویسنده کوشیده است آن را برای مخاطب امروزی، بازیابی/ بازآفرینی‌اَش کند. اما به گونه‌ای « بازساخت» و «بازآفرینی» از قصه‌ی خلقت مواجهیم که رنگ و بوئی بدیع و ویژه به خود می‌گیرد و بیش‌تر متناسب باتصویری است ازقصه، که دراساطیر ایران باستان آمده است. یعنی اسطوره‌ی مشی و مشیانه (قصه ی خلقت در ایران باستان).
به باور جلال ستاری اسطوره پژوه معاصر: «ادبیات با اسطوره پیوند دارد اما علت این که ما موفق نمی‌شویم ، این است که پیام اسطوره را خوب درک نمی‌کنیم. باید پیام اندیشه ی اساطیر را در یابیم تا یک هنرمند بیاید و آن را بسازد. ماباید کاری کنیم و آن این که اندیشه‌ی اسطوره را برای مردم روشن کنیم. ما باید اسطوره‌هارا تاریخ‌مند کنیم . یعنی بااوضاع و احوال ِ امروز ِ جهان پیوند دهیم و امروزی کنیم» (گفت و گوی محسن ابوالحسنی با جلال ستاری، روزنامه شرق)
پیش‌تر در یادداشتی برشعرهای لیلاصادقی آورده بودم که “ازمشخصه‌های شعر لیلا صادقی استفاده‌ی بهینه از پتانسیل زبان است. زبان و بیانِ نوشتاری شعرش نه آسان است و نه دشوار. و شاید این برگردد به نوع نگاهش به وقایع اتفاقیه‌ای که در اطرافش جاری است ، و زاویه‌ی دیدش که گاه ساده و گاه درهم پیچ می‌نماید.« نه آسان» نه به این معنی که از واژه‌های متروک و عتیقه‌ای استفاده کند که رجوع به فرهنگ های سنگینِ لغت را نیاز افتد.که به عکس، در به کارگیری واژگان ، از کلمات نوشتاریِ به روز شده/ بوده استفاده می‌کند. بازی‌های زبانی به شکلی در خور و روان در متن شعر جا می‌افتد و دچار افراط نمی‌شود. و «بر هم زنیِ» ساختارِ نحوی در شعر، از شگردهای شعری شاعر است” (امیدی، 1389، دوره‌ی 9، شماره‌ی10) و اما در اینجا باید افزود که بازی‌های زبانی در مجموعه‌ی “ازغلط‌های نحوی” کارکردهای متفاوت دیگری دارد که از آن جمله‌اند: “القائات حسی/ معنائیِ گونه‌گون”، “تداعی‌های حسی / واژگانی/ معنائی / تصویری” و در نهایت “فشردگی تصویر/ واژه / معنا” که همه از ویژگی‌های فضای ساحتِ روانِ انسان/ شاعر است که شعر – در معنای “به حیثِ واقع نزدیک‌تر”، والبته نه “واقع”ای که در “رئالیسم” از آن معنا می‌شود – آن جا رخ می‌دهد و نطفه و جان می‌گیرد. در فضای‌های روانِ فرد است که همه گونه القاء و تداعی و در هم تنیدگی مکان و بر هم خوردگی زمان و زبان اتفاق می‌افتد.

 

برای خواندن ادامه اینجا را کلیک کنید


/ 25 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین سنگری

درود بر شما بروزم با يک غزل مهدوي و منتظر نقد و نظر شما يا حق

انتشارات چاف

قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد ايمان به جز از حب علي پايه ندارد گفتم بروم سايه لطفش بنشينم گفتا كه علي نور بود سايه ندارد عید غدیر پیشاپیش مبارک chaf-melina.com

شجاع گل ملایری

درود سرکار خانم صادقی نخستین نسخه شعر پساروایی ، جریان نو در شعر معاصر فارسی منتشر شد. برای دانلود کتاب سر بزنید. بااحترام وادب

مرکز ترجمه پارس

با سلام. بسیار خرسندم از اینکه با وبسایت و وبلاگ مفید شما آشنا شده ام. ضمن سپاس از زحماتی که بر خود هموار نموده اید، آیا این امکان وجود دارد که با ذکر منبع، برخی از مطالب و نوشته های شما را در وبسایت خود منتشر نماییم؟ با سپاس و احترام فراوان مصطفی دهقان مدیر مرکز ترجمه پارس

احسان

خانوم صادقی نشریه تون رو هم دیدم و هم این وبلاگ رو مشتری تون شدم فقط شاید کمی از حیث بصری و گرافیکی جای کار داشته باشه اما در هر صورت زیبا می اندیشید

یاس کبود

خواهش می کنم به وبلاگم به ادر س زیر سر بزنیدwww.tajbandegi.persianblog.ir

سالار

سلام واقعا عالیه موفق باشی ممنون میشم یه سر به وب من بزنی[دست][گل]