گزارش خبرگزاری ایسنا از چهارمین نشست نشانه شناسی ادبیات: ویژه سیمین دانشور

*«ساربان سرگردان» پست‌مدرن نیست

در بخش دیگری از این نشست، صادق رشیدی – مدرس دانشگاه – به تحلیل انتقادی نظام گفتمان متنی و فرامتنی داستان «ساربان سرگردان» پرداخت و اظهار کرد: برخلاف برخی منتقدان ادبی که این اثر دانشور را رمانی «پست‌مدرن» می‌دانند، معتقدم نویسنده به عنوان کنش‌گر اصلی، با حاکمیت و اقتدار بی‌چون و چرایی که در کل داستان دارد، شخصیت‌ها را مانند یک عروسک در دستان خود بازی می‌دهد.

او افزود: حضور پررنگ نویسنده در مرکز اتفاقات، باعث فاصله‌ی رمان از گفتمان پست‌مدرنیسم می‌شود. شخصیت‌های «ساربان سرگردان» خنثا و دچار بحران هستی‌شناختی هستند و دانشور در خلق شخصیت‌هایی توانا و خلاق ناتوان بوده است.

رشیدی همچنین به تفاوت نویسندگی جلال آل احمد و سیمین دانشور اشاره کرد و گفت: جلال با حضوری که در بین طبقه‌ی متوسط جامعه داشت، مانند یک عالم عمل‌گرا داستان می‌گفت، اما دانشور از یک فضای شیک دانشگاهی آمده بود که می‌خواست با ارجاعات مکرر به وقایع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، داستانی مستند بنویسد؛ در حالی که بی‌نظمی روایی و کنشی، گریبان‌گیر داستان شده است.

*«یوسف» در «سوشون» خود جلال است

در ادامه‌ی این نشست، الهام میاحی - کارشناس ارشد پژوهش هنر- با اشاره به وجود دو ساحت ذهنی متفاوت در رمان «سوشون» گفت: با توجه به نظریه‌های زبان‌شناختی و روان‌کاوی، نویسنده و زبان در پیوند با یکدیگر دو ساحت ذهنی متفاوت را به وجود می‌آورند که مهم‌ترین مکانیسم انتقال این دو ساحت به متن سرمایه‌ی فرهنگی مؤلف است. شخصیت‌های «سووشون» مانند خود نویسنده دارای تضاد ذهنی هستند.

او افزود: خود دانشور با وجود این‌که از یک طبقه‌ی اشرافی و روشنفکر بود، با جلال آل احمد که فاصله‌ی طبقاتی بسیاری با او داشت، ازدواج کرد. او در عین استقلال فکری و کاری، همیشه درصدد بود مانند یک زن خانه‌دار از اسباب راحتی و رضایت همسرش را فراهم کند. همین تضاد ذهنی سیمین در رمان «سووشون» و شخصیت‌های آن نمود پیدا کرده است.

میاحی همچنین درباره عناصر متضاد «سوشون» اظهار کرد: در این رمان دو عنصر «اسطوره» و «مذهب» به کمک نویسنده آمده است تا این تضاد را بهتر به نمایش بگذارد. دانشور رمان را بر پایه‌ی همین اسطوره و مذهب می‌چیند و در تقابل با حاکمیت جامعه، برای بیان نارضایتی خود از دین استفاده می‌کند.

او در ادامه عنوان کرد: شخصیت «یوسف» در «سووشون» خود جلال است؛ با همان پوشش، طرز فکر و ایدئولوژی. در واقع دانشور در این رمان جلال را به تصویر کشیده است؛ به طوری که پس از مرگ جلال هم گفته بود: «جلال یوسف بود که من در سوگش به سووشون نشستم».

*تحت تأثیر قرار دادن مخاطب با عاطفه

در پایان این نشست، دکتر مرضیه اطهاری نیک‌عزم - عضو هیأت علمی داشگاه شهید بهشتی - درباره بعد عاطفی گفتمان در مجموعه‌ی داستان «به کی سلام کنم؟» سیمین دانشور گفت: زنان این مجموعه‌ی داستان از طبقه‌ی محروم و ستم‌کشیده‌ی جامعه هستند که به دلایل مختلف رنج کشیده، ولی مقاومت کرده‌اند. توصیف این درد و رنج‌ها بار عاطفی گفتمان را بالا می‌برد و نویسنده می‌خواهد با بخشش و شادی، مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد.

او افزود: در پایان همه‌ی داستان‌های این مجموعه، یک احساس مثبت ایجاد می‌شود. در داستان‌های «تیله‌ی شکسته»، «تصادف» و «به کی سلام کنم؟» احساس مثبتی که شخصیت پیدا می‌کند، آمیخته با امید و گاهی با غم است. در داستان‌هایی مانند «چشم خفته» و «مار و مرد» هم این احساس همراه با نوعی امید به زندگی است و حتا در داستان‌هایی که شخصیت تسلیم شرایط می‌شود، باز هم نوعی حس خوب القا می‌شود.

به گزارش ایسنا این نشست، سومین نشست از سلسله نشست‌های علمی نشانه‌شناسی آثار ادبیات داستانی نسل دوم بود که عصر 31 اردیبهشت‌ماه در خانه‌ی هنرمندان برگزار شد.

/ 0 نظر / 4 بازدید