تغییر روش؛ از اثر به متن داستان‎های برعکس

مجید رحیمی جعفری

داستانهای برعکس نوشته لیلا صادقی از قصههایی زبان محور تشکیل شده که در کنار عکسهایی از جاوید رمضانی و موسیقی داریوش تقیپور رنگ و بوی خاصی گرفته است. داستان در دو فصل کاملا متفاوت، یکی به صورت مولتیمدیا و دیگری در کتاب روایت میشود. خود نویسنده در مورد این ابتکار چنین آورده است: «وقتی از پشت یک پنجره به دنیا نگاه میکنیم، همه چیز آنقدر غیرواقعی است که دلمان میخواهد با یک خردهسنگ، شیشه را بشکنیم. با شکستن شیشه باد و بوران میزند به صورتمان این یعنی همه چیز آنقدر واقعی است که دلمان میخواهد دوباره خرده شیشهها گم میشوند و هیچ چیز به عقب برنمیگردد. بخش اول (لوح فشرده) همان خرده شیشههایی است که در بخش دوم (کتاب) دلمان میخواهد به هم بچسبانیم ...»

نقطهآورد داستان در فصل دوم است جایی که اولین سطح روایت شکل میگیرد. داستان زن و شوهری است که در حین مشاجره در ماشین، تصادف می‌کنند و زن در کما می‌رود. حال بیشتر وقایع به صورت گذشتهنگر، قطعه قطعه، مبهم و متکثر روایت میشود. سرآغاز فصل دوم صحبت از یک لابیرنت است که با دالانهای تو در تو و پرپیچ و خم از دالانی به دالان دیگر میرسد. خواننده با راه اندازی لوح فشرده در یک لابیرنت قرار میگیرد که برای گرفتار نشدن در آن باید تلاش کند. اما مسیر به گونهای است که نویسنده خواهان چلهنشینی در این غار است.

 

هر نوشته به صورت یک لینک یا همان دالانی از هزارتو طراحی شده که خواننده را به لینک دیگر میرساند. صادقی از حروف الفبا یاری میگیرد و آنها را به پنج دسته تقسیم میکند. هر یک از حروف الفبا به سان به کار گرفتن رشتهیی از حروف برای پیوند دادن لینکها بازآمدن چرخهی همان چیزی است که مایهی مباهات زبان میشود: یک نظم نامشخص (نظمی خارج از هر گونه تقلید) که اختیاری نیست. حروف معرف واژهها نیستند، بلکه نامندهی قطعههای مشتمل از سخن و عکسها است.

برای خواندن ادامه مطلب، بر لینک آکادمی هنر کلیک کنید

/ 44 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آ/ن/ی/ل

سلام این چارپاره فقط و فقط و فقط منتظر نقد شماست بی برو و برگشت! منتظرم!

پژمان‌الماسی‌نیا

باغ در باد گم شده... از دروازه‌ی باغ می‌گذرم با گلوی سوخته خود را می‌سپارم به باد. . . . . . ● نگاه منصور خورشیدی به سه کتاب پژمان الماسی‌نیا (89-1386) ● دعوت به مراسم خوانش "تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار" / 3

Doctor114

سلام : نماز وروزه هاتون قبول درگاه حضرت دوست انشاءالله . به نظر شما این کودک داره با خدا چی میگه ؟!؟!؟ http://motaharoon.persianblog.ir/post/89 خوشحال میشیم که نظر شما رو هم مثل دیگر دوستان داشته باشیم. لطفا برای دوستان نیز ارسال کنید. سپاس

مهران

می خواهم دعا بخوانم با همان قدرتی که می خواهم کفر بگویم ! می خواهم مجازات کنم با همان قدرتی که می خواهم ببخشم ! می خواهم هدیه کنم با همان قدرتی که از آغاز با من بود ! می خواهم پیروز شوم آخر نمی توانم پیروزی آنان را بر خود ببینم ! سلام بسیار خوشحال میشم که از وبلاگ این حقیر بازدید به عمل آورید.

fist103.blogfa.com

سلام دوست من. وبلاگ خيلي زيبايي داري. اگر با تبادل لينک موافق بودي خبرم کن. _________________$$$$$$$_$$ $$$$ _________$$$$$$$$$$$$$$$$$__ $$$$ _____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$_ _$$$$ ____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$ ___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$_$ $$$$ __$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$ __$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$_$ $$ __$$$_$$_$$$$$$$$____$$$$ _$$$$$_$$$$$$$$$$$ _$$$_$$_$$$$$$$$$$ _$$$_$$_$$$$$$$$$$ _$$$_$$_$$$$$$$$$$$ $_$$$$$$__$$$$$$$$$ $_$$$$$$___$$$$$$$$ _$$$$$$$$$__$$$$$$$ $_$$$$$$$$___$$$$$$ $$_$$$$$$$$___$$$$$ $$$_$$$$$$$$__$$$$$$ _$$$_$$$$$$$$$_$$$$$ $$$$$ __$$$$$$$$_$$$$ $$$$$$$ __$$$$$$$$$__$ $_$_$$$$$__$$$$$$$$$_$$$$ $$$__$$$$$__$$_$$$$$$$_$$$$ $$$$$$_$$__$$$$$$$$$$$$$$$ _$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$ __$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $__$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$ $____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$ $__________$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$ $____________$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$ $______________$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$$ $________________$$$$$$$$$$$$ $$$$$$ $___________

حسین

درود می خانمت همیشه و سرشار لذت می شوم با نوشته هایت و شعرهایت... و این بار تو بیا و پرسش ام را پاسخ گو سپاس[گل]

leila hekmatnia

سلام سورنا به روز است . . وسط حرفهایم جایی است که می توانی بپری - اتانازی ؟ رگم آماس می کند از این همه تیغ...می دانم آن روز .... تو با عقل بز و هیکل آدم ات اسطوره شده ای در یونان من مرتاضی شده ام که شهادت می دهد : دوستت ندارم .... نداشتم . بر گرد به صحنه ای از زمین که به خاک داده من را می روم اما به اندازه یک آدم زمین نباش که با همه بگردی .. . . و حرفهایی برای خواندن در ادامه ی مطلب ... منتظر نقد ارزشمندتان هستم . با احترام -لیلا حکمت نیا

leila hekmatnia

خانم صادقی عزیز امیدوارم این بار برای نقد بیایید . با مهر

حشمت اله

سلام.چندیست چشم به راه آمدنتان هستم.حالا به یک یادداشت کهنه دعوتید.منتظرم.سپاس.