گزارش نشست نشانه شناسی ادبی: ویژه آثار صادق چوبک

انتر ابتدا به دلیل از دست دادن لوطی‌اش سردرگم و گیج می‌شود و احساس ضعف می‌کند. بعد به دلیل تجربه‌ی گذشته و همه‌ی آزارهایی که هنگام نمایش از جانب او متحمل شده، احساس رضایت می‌کند. سپس تصمیم به فرار می‌گیرد. وقتی از محل مرگ لوطی خود دور می‌شود، باز مورد آزار قرار می‌گیرد و احساس بی‌پناهی می‌کند. دوباره برمی‌گردد به محلی که جسد لوطی آن‌جا قرار دارد. بالاخره به موجودی مسخ شده تبدیل می‌شود. گفتمان بودشی محل حضور و به چالش کشیده شدن سوژه‌هایی است که پیوسته با تردید، نفی، برش، اضطراب حضور، شگفتی، تغییر ناگهانی و ناهنجاری بر مخاطب هویدا می‌شوند. به همین دلیل، سوژه‌ی بودشی همواره به واسطه‌ی ممکن‌ها معنادار می‌شود. ممکن راهی است که او را به سوی انتخاب‌های آزاد بی‌پایان و شاید بی‌نتیجه سوق می‌دهد.

 فرزان سجودی هم به بررسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک و فیلم اقتباسی «امیر نادری» از این رمان پرداخت و گفت: رمان «تنگسیر» حول شخصیت کانونی محمد و نسبت او با جهان و کنش‌هایش در جهان شکل می‌گیرد و محمد را در وضعیت بحرانی با طبیعت از یک سو و فرهنگ از سوی دیگر قرار می‌دهد. دو وضعیت طبیعت و فرهنگ، محمد را به عنوان انسانی دارای رسالتی اجتماعی، به سوی کنش‌هایی اجتماعی هدایت می‌کند. واکنش محمد به این دو وضعیت از او شخصیتی همگن می‌سازد از جنس شخصیت‌های مصلح و پیامبرگونه که گویی رسالتی برای نجات قوم بر دوش دارند و نه حل مسأله‌ای شخصی.

او متذکر شد: اگر شخصیت محمد را در فیلمی که نادری برمبنای این رمان ساخته، با محمد رمان بتوان مقایسه کرد، و به حذف فرایند ذهنی بخش اولیه رمان و تصویرسازی‌های آن بخش و تغییراتی که در ماجرای نبرد محمد با ورزا و سکینه داده شده و همچنین برجسته شدن احساسی‌ترِ عملیات مسلحانه‌ی او در شهر بوشهر توجه کنیم، شاهد نسخه‌ی دیگری از این مصلح هستیم که همانا چریک شهری است. اسطوره‌ی پیامبروار بومی رمان در فیلم نادری در الگوی چریک شهری قالب گرفته می‌شود.

لیلا صادقی دیگر سخنران این نشست نیز درباره‌ی تصویرگونگی و عملکرد آن در رمان «سنگ صبور» سخن گفت و اظهار کرد: تصویرگونگی انواع مختلفی دارد که در این رمان، تصویرگونگی شمایلی و نموداری از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند، بدین مفهوم که ساختار رمان و مفاهیم مطرح‌شده همگی با یکدیگر در انطباق هستند. این تصویرگونگی در همه‌ی پیرامتن‌های کتاب، از جمله عنوان، پیش‌درآمد، فصل‌بندی، شخصیت‌پردازی و زاویه‌دیدهای مختلف انعکاس دارد و تطابق ساختار و محتوا باعث تقویت و همچنین افزودن لایه‌های معنایی مختلف به رمان می‌شود. «سنگ صبور» به معنای شیشه‌ای است که پادشاهان قدیم در هنگام اضطرار می‌نوشیدند تا خود را هلاک کنند. معنای دیگر آن نیز سنگی است که مردم رنج‌ها و مصائب خود را برای آن بازگو می‌کردند و در نهایت سنگ از درد دل‌های مردم پر می‌شد و می‌ترکید. این معنا در سرنوشت هر یک از شخصیت‌های داستان دیده می‌شود که هر یک از راویان، سنگ صبور خودشان می‌شوند و به تک‌گویی درونی می‌پردازند و در نهایت منهدم می‌شوند.

 او در ادامه متذکر شد: همچنین تصویرگونگی میان عنوان، پیش‌درآمد و ساختار رمان وجود دارد، بدین شرح که فصل‌های کتاب از 26 فصل تشکیل شده‌، تعداد شخصیت‌های اصلی شش نفر است، پیش‌درآمد شامل دو شعر است و هر شعر یک بیت دومصراعی است که همه‌ی این‌ها زوج هستند، بدین‌معنا که ساختار زوج بودن بر مفهوم «کسی روبه‌روی آینه» منتقل شده است. این زوج بودن به همان رابطه‌ی آینه‌وار فرد با خودش و تک‌گویی‌های هریک از شخصیت‌ها مرتبط است، به گونه‌ای که هر یک از شخصیت‌های داستان به صورت تگ‌گویی، به روایت بخش‌هایی از درون خود و دنیای پیرامون خود می‌پردازند.

صادقی ادامه داد: هر فصل به روایت یکی از شخصیت‌ها نقل می‌شود. مهم‌ترین بخش روایت، مربوط به گوهر است که به صورت غیاب بازنمایی می‌شود. نام گوهر به معنی ارزشمند است و در مواقعی که امکان تطابق یا تصویرگونگی موجود باشد، اما عمل نکند، با فرایندی به نام ناتصویرگونگی مواجه هستیم که باعث افزودن یک لایه‌ی معنایی می‌شود. نام و نقش گوهر، به دلیل تناقض معنای گوهر (ارزش) با نقش او به عنوان فردی همه‌جایی (ضدارزش) در تضاد است و همین تضاد نشان‌دهنده‌ی تضادی است که در جامعه‌ی او میان حرف و عمل شخصیت‌ها وجود دارد و البته نام و کنش تمام شخصیت‌های این رمان، به غیر از قاتل، در عدم تطابق قرار دارد. غیاب جوهره‌ی اصلی داستان، دلالت بر غیاب چیزی ارزشمند دارد که جامعه آن را ارزشمند تلقی نکرده و آن را به سوی تباهی کشیده است. گوهر با آن‌که زنی پرمهر نسبت به اطرافیانش است، از دید اجتماع زنی منحرف و فاسد تلقی می‌شود. درواقع، گوهر در ناتصویرگونگی با نقش خود در اجتماع قرار دارد، بدین صورت که او باعث تجمع و دل‌بستگی افراد نسبت به خودش و هم‌دیگر شده بود، او می‌توانست خوش‌بختی را برای حاج اسمعیل، احمدآقا و دیگران به ارمغان بیاورد، اما اجتماع به دلیل باورهای خرافی و منفعت‌طلبی‌های شخصی و برچسب حرامزادگی زدن بر پسرش، نقشی را به او تحمیل می‌کند که ارزش را به ضدارزش بدل می‌کند.

 او در پایان تأکید کرد: در رمان «سنگ صبور» شاهد این هستیم که چگونه عملکرد نظام‌های فاسد بر سرنوشت افراد تأثیر می‌گذارد، به‌طوری که فقط شخصیت بلقیس به زندگی‌اش ادامه می‌دهد؛ زنی زشت‌رو و بدخواه همگان. تنها کسی که خیانت می‌کند و خیانت او را می‌توان به سطح گسترده‌تری تعمیم داد، همان‌گونه که لایه‌های تفسیری تاریخی و اسطوره‌یی اثر، آن را حکایتی در همه اعصار جلوه می‌دهد، پس به نظر می‌رسد که عملکرد نظام‌های فاسد باعث بقای افراد خیانت‌کار در جامعه می‌شود و دیگر افراد همگی یا رو به انهدام می‌روند و یا همچون احمدآقا، سنگ صبور خودشان می‌شوند و می‌ترکند. درون‌مایه‌ی رمان «سنگ ‌صبور» حضور نظام‌های فاسد و تنهایی آدم‌هایی است که به این نظام‌ها اجازه‌ی ستمگری می‌دهد.

/ 2 نظر / 41 بازدید
ورامین نامه

سلام وقت بخیر وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم به سایت ما هم سری بزنی هم تو وبلاگت لینکش کنی تا دیگران بیشتر با شهر ما آشنا بشن هم توش عضو بشی و از امکاناتش استفاده کنی

taha

سلام خانم لیلا صادقی امیدوارم در زمینه های زندگیتون موفق تر از موفق باشی خواهر خوبم خیلی خوب بود ممنونم ازت .