<> گزارش - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

«استعاره و مجاز با رویکردی شناختی» در شهر کتاب بررسی شد
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۸  

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این نشست با حضور و سخنرانی مترجمان کتاب، دکتر فرزان سجودی، لیلا صادقی و تینا امراللهی و همچنین دکتر آزیتا افراشی، منتقد، برگزار شد.

در ابتدای این جلسه، سجودی به سیر تحول نظریه استعاره و مجاز پرداخت و از محققانی نام برد که در گذشته در این راستا فعالیت‌هایی را صورت داده بودند. وی همچنین با ذکر مثال‌های سعی کرد مفهوم استعاره و مجاز را در کلام روزمره و به زبانی ساده توضیح دهد و همچنین به نقش بستر فرهنگی در ساخت استعاره‌ها پرداخت. وی گفت: بخش زیادی از استعاره‌ها فرهنگ‌بنیاد هستند؛ ممکن است در جامعه‌ای کلمه «شیر»، استعاره از شجاعت و جسارت و در جای دیگر بدیمن و شوم باشد. 

سجودی در بخشی از صحبت‌هایش به «رومن یاکوبسن» اشاره کرد و گفت: او با مقاله‌ای نسبتا کوتاه به نام «قطب‌های استعاری و مجازی» تحولی انقلابی در این زمینه به وجود آورد و با نظریاتی که موجود بود تا حدی فاصله گرفت؛ مقاله‌ای که دکتر صفوی آن را به فارسی ترجمه کرده است. سازوکاری که یاکوبسن برای استعاره به کار برد «جانشینی به واسطه مشابهت» بود. وی قطب‌های جانشینی و هم‌نشینی را از سوسور گرفت و گفت در محور جانشینی روابط بر مبنای مشابهتند. 

او در ادامه مثال‌هایی از سوسور و جرجانی مطرح کرد و به مقایسه دیدگاه‌های مختلف پرداخت. سجودی افزود: یاکوبسن نشان داد استعاره و مجاز فقط به ادبیات و صنایع بلاغی مربوط نمی‌شوند و مثال‌هایی از نقاشی آورد. بعد از وی نظریه شناخت‌گرایانه یا شناخت‌شناسی به وجود آمد و مدعی شد فهم مفاهیم انتزاعی ممکن نیست مگر به واسطه نگاشت استعاری. 



سجودی در ادامه صحبت‌هایش از استعاره فقط به مثابه یک فن بلاغی و آرایه کلامی فاصله گرفت و طبق نظریه‌های جدید استعاره را وارد حوزه ایدئولوژیک کرد. وی گفت: گفتمان‌ها پیوسته به استعاره‌ها وابسته می‌شوند تا به کنش‌ها، ویژگی‌های خوب، بد، قابل‌قبول و غیره ببخشند. 

وی با مثالی ساده این امر را روشن کرد و افزود: تولید باور از طریق بلاغت در گفتمان روزمره و حتی تیتر روزنامه‌ها فراوان دیده می‌شود و این موضوع را می‌توان در موضوعات اجتماعی، سیاسی مشاهده کرد. 

لیلا صادقی، یکی دیگر از مترجمان این کتاب، از اهمیت کتاب و چرایی انتخاب آن برای ترجمه سخن گفت. صادقی گفت: اصل کتاب شامل 15 مقاله برگزیده در دو همایش مجارستان و آمستردام بود.
 
وی دلیل انتخاب کتابی را که نویسندگان مختلفی در تولید آن نقش داشته‌اند چنین توضیح داد: کتابی که یک یا دو نویسنده داشه باشد این فرصت را برای خواننده به وجود نمی‌آورد که با نظریات متعددی آشنا شود اما مقالات این کتاب با این‌که ممکن است هرکدام از دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده باشد که مورد قبول دیگر صاحب نظران نباشد، با هم تناقض ندارند و تفاوت دیدگاه‌ها باعث می‌شود که دیدی وسیع‌تر به مخاطب بدهد. 

صادقی ادامه داد: همیشه وقتی استعاره مطرح می‌شد حرفی از مجاز در کنارش نمی‌آمد اما در این کتاب مشاهده می‌کنیم که استعاره پایه در مجاز دارد و این‌ها در یک سلسله‌مراتب بنیاد مجازی دارد و این مجازها به استعاره تبدیل می‌شوند.


کلمات کلیدی: گزارش
 
گزارش نقد مجموعه داستان آسیه نظام شهیدی
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱  

تمساح بودایی نیوزیلندی محبوب من / آسیه نظام شهیدی / نشر هیلا / 1390

میهمان ناقد جلسه : لیلا صادقی 

برگزار کننده : جهاد دانشگاهی دانشگاه فردوسی 

------------

جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان تمساح بودایی نیوزیلندی محبوب من اولین مجموعه داستان آسیه نظام شهیدی منتشر شده توسط نشر هیلا ، روز بیست و پنجم آبان 90 در سالن شورای ساختمان جهاد دانشگاهی دانشگاه فردوسی برگزار شد .

لیلا صادقی نویسنده، شاعر، منتقد و زبان پژوه ، به دعوت جمعی از دانشجویان میهمان این برنامه از سری برنامه های مثل تمام عصر ها بود. در ابتدای جلسه ، اولین داستان مجموعه توسط نظام شهیدی خوانده شد. لیلا صادقی پیش از شروع صحبت درباره ی این مجموعه داستان برگه هایی را که بر مبنای بررسی واژگان اشتراک ساز و افتراق ساز در داستان اول تقسیم بندی و تنظیم کرده بود به حضار ارائه داد و حرف هایش را چنین آغاز کرد :

" طبق روال همیشه عادت دارم هر اثر را در کل ببینم . از طرح روی جلد تا عنوان و تمام عناصر پیرامتنی  . در این جلسه بخاطر دقت در بررسی و کمبود وقت به نقد داستان اول می پردازم . اما پیش از آن ، نگاهی کلی به مجموعه ی داستانها خواهم داشت . هرچند کلی گویی را نمی پسندم اما از آنجا که با یک مجموعه داستان مواجهیم می بایست مطالبی هم در مورد کل داستانها گفته شود . اول از همه باید به این نکته اشاره کرد که در  هر متنی  تمام عناصر پیرامتنی آن مهم است . در بعضی متون این عناصر دارای ویژگی هستند و در کل متن نقش دارند و متن را برجسته می کنند و در بعضی متون این عناصر پیرامتنی چندان برجستگی ندارند و " بی نشان " هستند . بنابر این به محض اینکه متوجه شدیم در یک متن عناصر پیرامتنی اهمیت و نقشی در کل اثر ندارند باید از آنها عبور کنیم چون به خوانش ما کمکی نخواهد کرد . "

برای خواندن ادامه گزارش به سایت نانگاشته رجوع کنید.


کلمات کلیدی: گزارش
 
گزارش آکادمی هنر از نکوداشت بیژن نجدی
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٩  

سایت آکادمی هنر

سه‎شنبه بیست و پنجمین روز آبان ماه نکوداشت بیژن نجدی توسط آکادمی هنر با مشارکت کافه گالری سرو برگزار ‎شد . ساعت 5 بعد از ظهر، خیابان ولیعصر را رو به شمال قدم می‎زدم تا خود را به مراسم برسانم و در راه " خواهران این تابستان " بیژن نجدی که توسط همسرش پروانه محسنی آزاد جمع آوری شده را ورق می زدم . صفحه‎ اول نوشته بود :
" من به شکل غم‎انگیزی بیژن نجدی هستم .
متولد خاش، گیله مرد هم هستم ، متولد 1320
سالی که جنگ جهانی دوم تمام شد .
تحصیلات : لیسانس ریاضی
یک دختر و یک پسر دارم . اسم همسرم پروانه است.
او می‎گوید ، او دستم را می‎گیرد ، من می‎نویسم . "

به کوچه‎ی مورد نظر می‎رسم و راهم را به سمت فرهنگسرای سرو کج می‎کنم تا پس از گذشتن از پله‎هایی رو به پایین جلوی در کافه سرو تراکتی دستم دهند با همان عکس پیراهن سفید و عصا به دست ...
با مردی که در ذهن من است در کافه را باز می‎کنم و داخل می‎شوم، پسر و عروس نجدی را در گوشه‎ای می بینم و لیلا صادقی، محمد آزرم، علیرضا سیف الدینی، علیرضا مجابی، حسین ایمانیان، ارشاد رضویان، امیر قاضی پور را در گوشه ای دیگر. اسدالله امرایی، مرتضی پور حاجی، خلیل درمنکی، رضا عامری، بهمن بازرگان، فرهاد گوران و محمود معتقدی هم آمده‎اند تا یاد نجدی‎ای را که در سال 1376 به دیار باقی شتافت زنده کنند و با خود می‎خوانم:
" تو
کیستی تو ؟
که بودی تو ؟
نوزادِ سینه سوراخ سوراخ ِ تاریخ
کودکِ خون به دهان ِ بازی‎ها
آیا تو نیستی بلوچ سرد قامت ؟
آیا تو نیستی کُردِ سرد چهره ؟
آیا تو نیستی؟ گیلک گیله مردِ سرد نیستی؟ آواز برنج زارانت سرد
در صبح سوخته، در صبح گاه یخ
باری، اگرت نام بر سنگ و سیمان نیست
و مورچگان در گوش‎های تو می‎ریزند
خیال و تفکر
اگر گذشته است از تو لایه‎های زمین
از تو تا ریشه‎ی سپیداران
مردی است در کوچه باغ ذهن ِ من . . . "
آکادمی هنر، دوستداران نجدی را دور هم جمع کرده تا در فضای دوستانه و صمیمیانه ی کافه یاد نجدی را گرامی دارند........


کلمات کلیدی: گزارش
 
گزارش نهمین نشست ادبی «ع» با لیلا صادقی + (صدای جلسه)
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٢  

نهمین نشست ادبی «ع» یکشنبه ۲۸ شهریور ۸۹ در دو بخش برگزار شد.

بخش اول به شعرخوانی و داستان‌خوانی حضار اختصاص داشت که روجا احمدی، امیر قاضی‌پور، پیام عامری، الهام زارع‌نژاد و محمد فراهانی به شعرخوانی پرداختند و نوید هادوی و ایمان مومنی داستان خواندند.

مجری جلسه امیر قاضی‌پور بود و در بخش دوم، لیلا صادقی چند شعر و داستان خواند و پیرامون آثار او توسط حاضرین در جلسه گفتگوهایی انجام شد و پرسش‌هایی مطرح کردند که لیلا صادقی به آن‌ها پاسخ گفت.

صدای بخش دوم جلسه را که در سه قسمت ضبط شده،  می‌توانید در نشریه ادبی عروض بشنوید و یا دانلود کنید.



فایل‌های صوتی در نشریه عروض :جلسه ادبی عین


کلمات کلیدی: گزارش ،کلمات کلیدی: شعر ،کلمات کلیدی: داستان
 
مجموعه‌ی شعر «شمس از قونیه با قطار برگشت» نقد شد
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٦  

به گزارش بخش کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این نشست که دومین جلسه از سلسله نشست‌های ادبی نشر نوح بود و با اجرای بهاءالدین مرشدی - داستان‌نویس - برگزار شد، لیلا صادقی - داستان‌نویس و شاعر - با اشاره به عنوان کتاب «شمس از قونیه با قطار برگشت»، گفت: برای من اسم کتاب چون از خود کتاب جدا نیست، مهم است؛ مخصوصا این‌که قطعا روی خوانش شعرهای مجموعه اثر می‌گذارد. اسم این مجموعه هم از چهار عنصر شمس، قونیه، قطار و فعل برگشتن تشکیل شده است.

او افزود: بلافاصله وقتی که شمس و قونیه را در کنار هم می‌بینیم، ذهن‌مان به شمس تبریزی و جریان‌هایی که با مولانا و آن فضاهای عرفانی داشت، کشیده می‌شود و البته در خود اسم مجموعه هم نشانه‌هایی هست که بیاندیشیم آیا این همان شمس است یا نه. هرچند کتاب را که ورق می‌زنیم، شواهدی می‌بینیم مبنی بر این‌که تنها خوانش ما شمس تبریزی نیست و این شمس از نوع دیگری است. در جایی هم با خواندن شعر «تو از قونیه خسته‌ای» که به شمس لنگرودی تقدیم شده است، این ذهنیت تقویت می‌شود.

صادقی ادامه داد: فعلی که در عنوان مجموعه هست، گویا قرار است خواننده را به حرکت برای ورق زدن کتاب دعوت کند؛ چون خواننده دعوت می‌شود که بازگشتن شمس از قونیه را خوانش کند. شگردی که درباره‌ی اسم‌ها در این مجموعه به کار می‌رود، این است که دائما پیش‌انگاشت‌های خواننده را فعال می‌کند؛ ولی در ادامه‌ی متن، فضایی را ایجاد می‌کند که من خواننده یا باید آن‌ها را نادیده بگیرم یا به عنوان یکی از خوانش‌های ممکن درنظر بگیرم و دائما ناچارم به معنا و خوانش‌های دیگری فکر کنم و در معنای ظاهری نمی‌توانم باقی بمانم.

او سپس گفت: شعر اول کتاب مثل داستان‌های یک‌کلمه‌یی است که زمانی مرسوم شده بودند و اسم شعر «زمین یک چیز کاملا شخصی است» است که روی خوانش شعر اثر می گذارد. در این شعر فضاهای خالی بسیار است و خواننده باید دنبال پرکردن این فضاها باشد.

این نویسنده اضافه کرد: شمس یکی از شخصیت‌های انسجام‌دهنده‌ی مجموعه‌ی محسن بوالحسنی است. در برخی شعرها مثل شعر دوم تمام عناصر به قدری در همنشینی خودشان به صورت حساب‌شده قرار گرفته‌اند که همگی در خوانش به یکدیگر کمک می‌کنند و در برخی شعرها هم آن‌قدر گسست زیاد است که خوانش ناموفقی داریم.

او همچنین گفت: وقتی برای تفسیر شعری بخواهیم به بیرون از آن قدم بگذاریم، به نظر من شعر لغزیده است و باید در مورد آن تجدید نظر کرد. منظورم مؤلف نیست. من خواننده قادر به خوانش شعر با عناصری که در ذهنم هست، نیستم و چیزی هم در شعر به من برای رمزگشایی کمک نمی‌کند. البته در برخی شعرها عناصر به هم گره می‌خورند و سناریو را پیش می‌برند و در طول شعر این چندمعنایی‌ها به شکل زیرکانه‌ای توانسته‌اند معنا را گشوده کنند. در شعر «معشوق موجی من» پیش‌فرض خواننده عوض می‌شود؛ اما در جای دیگر عناصری برای فعال نگه داشتن آن پیدا می‌شود و این باعث می‌شود ما بتوانیم خوانش‌های چندگانه از این شعر داشته باشیم و در نتیجه شعر تبدیل می‌شود به شعری که تمام عناصرش به خواننده در خوانش آن کمک می‌کنند.

ادامه دارد... اینجا را کلیک کنید


کلمات کلیدی: گزارش
 
گزارش سومین فستیوال چهره زنان در کلن
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٢  

به گزارش خبرگزار آتی‌بان:فستیوال« چهره زنان» با هدف تبادل فرهنگی میان زنان هنرمند فعال ایرانی و آلمانی ایجاد شده بود که به همین دلیل آثار 24 هنرمند در زمینه‌های مختف نقاشی، تئاتر، سینما، داستان نویسی و موسیقی در آن ارائه شد.

افتتاحیه فستیوال روز 13 مارس 2009 با نمایش آثار نقاشی آشنا عبدالله، مارگیت ریسکه، کاترین ریس، الیزابت هایرمان، مارگریت گراف و هنرمندان دیگر برگزار شد. همانطور که تماشاچیان سرگرم دیدن آثار نقاشی بودند، اولین بخش فستیوال با گام‌های آهسته نمرود (ژوزفین یوتیکال) صامت که ماسکی بر صورت داشت، از یک سوی سالن به سوی دیگر آغاز شد. در همین حین مارگریت ریسکه در گوشه دیگر سالن نشسته بود و شرح واقعه را با ماشین تحریر تایپ می‌کرد و کاغذی از اواسط سالن به ماشین تحریر وصل شده بود که خرده خرده درون ماشین تحریر جمع می‌شد.

 

برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید.


کلمات کلیدی: گزارش