<> مصاحبه - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

گفتگوی وحید حسینی با لیلا صادقی،
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٢  

روزنامه شهرآرا

نسخه پی دی اف روزنامه

تجربه‌گرایی؛ جریان فرعی در داستان‌نویسی امروز
گفتگوی وحید حسینی از روزنامه شهرآرا با لیلا صادقی، داستان‌نویس، شاعر و پژوهشگر به بهانه حضورش در مشهد

لیلا صادقی نویسنده و شاعری است که رویکردی متفاوت را نسبت به ادبیات در پیش گرفته است. رویکردی که احتمالا ریشه در تاکید و نگاه خاص او به زبان در آثارش دارد. این نگاه در داستان‌های او که در اینجا مورد بحث ماست به شکل ویژه‌ای نمود دارد.

(عکاس: حمید تقی آبادی)

از پیچیدگی‌ها و بازی‌های زبانی در مجموعه‌داستان «وقتم کن که بگذرم» تا اَبَر رمان «داستان‌هایی برعکس» که در قالب یک کتاب و یک لوح فشرده (حاوی داستانک‌ها و لینک‌های صوتی، تصویری و نوشتاری که با انتخاب و کلیک روی آن خواننده می‌تواند ادامه مسیر داستان را خود برگزیند) انتشار یافته است. به جز دو کتاب یاد شده از صادقی تاکنون کتاب‌های «ضمیر چهارم شخص مفرد»(داستان بلند)، «اگه اون لیلاست پس من کی‌ام؟»(مجموعه داستان)، «وهم بزرگ: من زیر نظرم!»(ترجمه داستانک‌هایی از مارک استانلی بوبین) و «در جستجوی نشانه‌ها»(ترجمه مقالاتی از جاناتان کالر با همکاری تینا امراللهی) به چاپ رسیده است. وی همچنین «از غلط‌های نحوی معذورم»(شعر- داستان)، «کارکرد گفتمانی سکوت در داستان کوتاه معاصر»، «استعاره و مجاز (رویکرد شناختی)»(ترجمه مقالاتی با همکاری دکتر فرزان سجودی و تینا امراللهی) و «بالاتر از سیاهی نقطه»(داستان) را زیر چاپ دارد. گفتگویی که خواهید خواند در پی حضور لیلا صادقی در همایش ادبی‌ای که مدتی پیش در مشهد برگزار شد و با محوریت داستان صورت گرفته است. با هم می‌خوانیم:

برای خواندن ادامه بر لینک روزنامه شهرآرا کلیک کنید

 


کلمات کلیدی: مصاحبه
 
گفت و گوی ایلنا (خبرگزاری کار) با لیلا صادقی
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٦  
صادقی می‌کوشد مرز بین ژانرها را به هم بریزد. می‌گوید: سعی می‌کنم در آثارم دنیاهای جدیدی کشف کنم و وارد حیطه‌های جدید شوم. این شیوه در حوزه‌ی ادبیات تجربه‌گراست و من می‌کوشم تعریف جدیدی از کتاب ارائه کنم.
                   
ایلنا: لیلا صادقی(شاعر و داستان‌نویس)، مجموعه‌ی جدیدی منتشر می‌کند.
وی در گفت‌و گو با ایلنا درباره‌ی این کتاب گفت: از غلط‌های نحوی معذورم، که تا هفته‌ی آینده در نشر ثالث منتشر می‌شود؛ یک مجموعه‌ی شعر- داستان است. کتاب از چهل قطعه شعر و چهل داستان تشکیل می‌شود که هر کدام از یک طرف آن شروع می‌شوند. داستان‌ها در پاورقی پیش می‌روند و شعرها در صفحات اصلی‌اند و البته، با هم ارتباط محتوایی دارند. تلفیق این دو ژانر با هم یک ژانر جدید ایجاد می‌کند، هر شعر بدون داستان ملازم آن در پاورقی، و هر داستان بدون شعر همراهش، معنایی ندارد.
صادقی درباره‌ی اینکه چرا کوشیده است مرز بین ژانرها را به هم بریزد، گفت: همواره سعی می‌کنم در آثارم دنیاهای جدید کشف کنم. وارد حیطه‌های جدید شوم. اما اینکه چرا، خواستم مرز بین ژانرها را از میان بردارم، باید بگویم که این، کار کردن در حوزه‌ی ادبیات تجربه‌گراست. البته وقتی شما می‌خواهید تجربه‌گرا باشید مسائل و تعاریف جدیدی هم مطرح می‌شوند. بر همین اساس، یکی از دغدغه‌های من در ادبیات این بوده است که تعریف جدیدی از کتاب ارائه کنم. این تعریف جدید بر این مبتنی است که کتاب به عنوان یک اثر ادبی، متشکل از اجزایی است که تغییر هر کدام از آن‌ها، تعریف کتاب را به عنوان کلی از آن‌ها دگرگون می‌کند.
وی افزود: این‌که برخی از نویسندگان چند داستان را که ارتباطی به هم ندارد در کنار هم، در قالب یک کتاب می‌آورند، از نظر من، چندان مطلوبیتی ندارد. من معتقدم هر جزئی در ادبیات باید دلالت‌مند باشد. و این دلالت‌ها در سطوح مختلف، کارکردهای مختلفی پیدا می‌کنند. به عبارتی من با کنار هم آوردن شعر و داستان در این مجموعه امکانی فراهم کرده‌ام که خواننده با رویکردهای مختلف کتاب را بخواند. هر شعر را به تنهایی و فارغ از داستان‌ بخواند. هر داستان را به تنهایی بخواند. شعرها و داستان ها را با هم بخواند و .... به این ترتیب شیوه‌های قرائت در این کتاب متکثرند.
اما به نظر می‌رسد تمایل این مولف به برداشتن مرزهای میان ژانرها، ریشه در خاک نسبی‌گرایی و عدم قطعیت داشته باشد. عدم‌قطعیتی که پس از نقد تجربه‌ی خردمحور در غرب، آن تجربه را نقد می‌کند و به چالش می‌کشد. از سوی دیگر لیلا صادقی، به کتاب به عنوان کلیتی نگاه می‌کند که متشکل از روابط میان اجزاست. کلی که تجربه‌ای یکپارچه را تداعی می‌کند. این نگاه به کتاب در برابر آن نسبی‌گرایی، می‌ایستد.
لیلا صادقی پاسخ می‌دهد: نسبی‌گرایی با طبقه‌بندی مفاهیم و پدیده‌ها مواجه است. نسبی‌گرایی با طبقه بندی نسبت‌ها مواجه است. وقتی شما دو مفهوم کتاب و اثر را رو‌به‌روی هم می‌گذارید دو چیز را که در یک طبقه بندی نیستند، روبه‌روی هم گذاشته‌اید. این ویژگی علوم انسانی متاخر است که تعاریف را با نسبیت مواجه می‌کند. از طرفی، در مورد داستان‌ کوتاه هم چنین رویکردی وجود دارد. رویکردهایی که مبتنی بر نسبی‌سازی قرائت داستان است. اما کتاب، به عنوان پدیده‌ای که اثر را در خود جای می‌دهد، خودبه خود تعریف اثر را می‌گیرد.
وی افزود: تعریف من از کتاب این است که هر جزئی باید دلالتمند باشد . جهان متن دارای ویژگی‌هایی است که پس و پیش کردن آن‌ها متن را تغییر می‌دهد. چنین تغییری در نهایت به خود کتاب منتقل می‌شود.
صادقی در مورد دیگر آثار خود گفت: “بالاتر از سیاهی نقطه” اثر دیگری است که از سوی نشر ثالث به ارشاد سپرده‌ام. این کتاب با رویکردی مشابه و کنشی متفاوت، تجربه‌ی “از غلط‌های نحوی معذورم” را تکرار می‌کند.
وی در توضیح بیشتر گفت: این کتاب روایت داستانی در سه مقطع متفاوت است. سه شخصیت زن، یک نقاش، یک شخصیت معمولی و یک شخصیت اسطوره‌ای، شخصیت‌های سه روایت موازی‌اند. یک تاویل در مورد این کتاب این است که این سه شخصیت، وجوه یک شخصیت واحدند.

 


کلمات کلیدی: خبر ،کلمات کلیدی: مصاحبه
 
گفت و گوی کیان راد (رادیو زمانه) با لیلا صادقی
ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٠  

بخش اول گفت و گو در رادیو زمانه

بخش دوم گفت و گو در رادیو زمانه

خانم صادقی شما آیا یک هنرمند تجربی هستید؟

به نظر من یک هنرمند تجربی، صرفاً از تجربه‌ی شخصی خودش استفاده نمی‌کند و تجربه‌های دیگران به صورت مستقیم و غیرمستقیم به تجربه‌های او تبدیل می‌شوند. اما در پاسخ به پرسش شما نسبت به آثار خودم باید بگویم که داستان‌نویسی در کشور ما چندان متهورانه پیش نرفته است و بیشتر نویسندگان اگر هم تمایلی به کار تجربی داشته باشند، بعد از یکی دو اثر، شروع کرده‌اند به کارهای محافظه‌کارانه در حاشیه‌ی امن جامعه.



از کدام جریان تجربی در ادبیات معاصر تأثیر گرفته‌اید و چگونگی این تاثیر‌پذیری را می‌توانید برای ما شرح دهید؟

از آنجایی که هرگز شاگرد فرد خاصی نبوده‌ام و با کلاس‌های داستان‌نویسی و روند مرید و مرادی در ادبیات کاملاً مخالف بوده‌ام، همواره سعی‌ام بر این بوده است که با مطالعه و تسلط بر رویکردهای موجود، بتوانم سبک جدیدی به ویژه در داستان‌نویسی ایجاد کنم که در آن، داستان لزوماً در سطح روساخت قصه‌گو نباشد و از امکانات مختلف زبانی و نوشتاری، یعنی هر آنچه بر کاغذ و در سطح زبان امکان وقوع دارد، استفاده کنم و به روایت‌های داستانی زیرساختی بپردازم. به عقیده‌ی من کارکردهای زبانی قادر به ساختن فضای داستانی هستند، در واقع، نوع و چگونگی به‌کار رفتن کلمه‌ها در کنار هم، می‌تواند نوع جدیدی از داستان‌نویسی را تعریف کند که دارای دو سطح روساخت و زیرساخت کاملاً متفاوت با یکدیگر است.

به عنوان مثال، در داستانی به نام، «توی این کادر هر طور دلتان می‌خواهد زندگی کنید»، کل داستان یک صفحه است و کلمه‌ها ملزم به تمام شدن در‌ همان صفحه هستند. اما با تمام شدن صفحه، از نوع به‌کار بردن کلمه‌ها متوجه می‌شویم که داستان می‌توانسته ادامه داشته باشد، اما به دلیل محدودیت صفحه، داستان تمام شده است. اینجاست که یک داستان زیرساختی شکل می‌گیرد و طرح‌واره «محدودیتی که باعث عدم تمام شدن می‌شود» در قالب یک زندگی نیمه‌کاره، یک عشق نیمه‌کاره، یا هرچیزی که به دلیل محدودیت نیمه‌کاره‌ رها می‌شود، به صورت یک داستان زیرساختی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد.

آیا غیر از این شگردهای تصویری از ترفندهای تجربی دیگری هم استفاده کرده‌اید در داستان‌نویسی؟

استفاده از ابزار تصویری برای ساختن داستان، صرفاً یکی از شگردهای داستان‌نویسی‌ام است که نمونه‌ قبلی برای آن ندیده‌ام و یکی از دیگر ویژگی‌های سبکی داستانم، زبانی است که قطعه قطعه داستان را می‌سازد. به عنوان مثال، در‌ همان داستان قبلی، کلمات «متولد» و «تولید» طوری کنار هم قرار می‌گیرند که یک جهان‌داستانی ورای روایت ظاهری شکل می‌دهند و آن جهانی است که در آن انسان‌ها به صورت انبوه تولید می‌شوند، مثل شامپو یا کف‌شور و بعد مصرف می‌شوند. یعنی داستان مصرف شدن انسان‌ها با کلمه‌ها و روابطشان روایت می‌شود، نه با فضاسازی‌ و پیرنگ و شخصیت‌سازی.

به عنوان یک نمونه دیگر به داستان «یکبار واو: داریم دور می‌می‌رویم» اشاره می‌کنم. در این داستان، با اضافه کردن یک «می‌« به فعل «می‌رویم»، فعل «می‌میریم» نیز تداعی می‌شود، یعنی با یک شگرد زبانی، دو مفهوم کاملاً متضاد دویدن و مردن در کنار هم به‌کار می‌رود برای روایت زندگی آدم‌هایی که در عین اینکه با جسم خود می‌دوند، از لحاظ روحی مرده‌اند.

این مفهوم صرفاً با افزودن یک «می‌« رخ نمی‌دهد و بافت داستانی، به ساختن این مفهوم کمک می‌کند، در ضمن اینکه از لحاظ ویژگی‌های دیداری، در این داستان شاهد عقب و جلو شدن سطر‌ها هستیم که گویا شخصیت‌های داستانی که می‌دوند، همین سطر‌ها هستند. با این ویژگی دیداری، یک استعاره‌سازی رخ می‌دهد که هر آدمی یک جمله است که سعی می‌کند از دیگری جلو بزند، ولی همیشه یک جمله دیگر قبل از آدم وجود دارد. در واقع، «داستان‌های زبانی» به عقیده‌ی من داستان‌هایی هستند که در آنها کوچک‌ترین واحدهای زبانی در بافت داستانی در شکل‌ دادن داستان‌های زیرساختی نقش دارند، به طوری که داستان‌روساختی استعاره‌ای می‌شود از داستان زیرساختی در شبکه‌ای از روابط.


کلمات کلیدی: مصاحبه
 
مصاحبه سایت آکادمی هنر با لیلا صادقی
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٦  

گفت‎و‎گو با یک نویسنده خلاق که خود پژوهشگر، نظریه‎پرداز و منتقد است از هر حیثی جذاب است. کسی که دغدغه‎های خاصی دارد و می‎توان از انگاره‎هایش استفاده کرد. او با تسلط مثال زدنی بر روی علم زبان‎شناسی؛ داستان‎، ابررمان و شعرهای خاصی را خلق می‎کند که - در شرایطی که آثار نسل سوم نویسندگان کشور به ندرت مقبول واقع می‎شود- خود می‎تواند مورد مطالعاتی پژوهشگران قرار گیرد. داستانهای برعکس در سال 1388 به عنوان پنجمین تألیف لیلا صادقی به صورت چندرسانه‎ای منتشر شده و در دست چاپ دوم است. مجید رحیمی جعفری سردبیر «آکادمی هنر» با لیلا صادقی در مورد پنجمین اثرش در «کافه گالری سرو» گفتگوی مفصلی انجام داده است که در زیر می‎توانید مطالعه کنید.

 

برای خواندن ادامه مصاحبه اینجا را کلیک کنید.

 


کلمات کلیدی: مصاحبه
 
مصاحبه هزار کتاب با محمد آزرم ؛ شاعر، منتقد، روزنامه‌نگار
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٥  

    کتاب‌خوانی من روالی منظم و خطی ندارد. بیش‌تر مواقع هم‌زمان دو یا سه کتاب را می‌خوانم. موضوع کتاب‌هایی که می‌خوانم اغلب متفاوت است اما بارها چند کتاب داستان یا مجموعه شعر را با هم خوانده‌ام. چند صفحه از این و چند صفحه از آن تا وقتی که بالاخره یکی از کتاب‌ها تمام شود و جای خود را به کتاب دیگری دهد در ساعت‌های خواندنم. اما امسال کتابی به این ساعت‌ها رسید که فقط کتاب نبود و خودش چنان غیرخطی بود که جایی برای دیگر کتاب‌ها باقی نگذاشت:‌ داستان‌هایی برعکس از ‌لیلا صادقی‌ که در دو فرمت کتاب و مالتی‌مدیا منتشر شده است. صادقی در این اثر علاوه بر داستان‌نویسی، طراحی و کارگردانی اثر را هم انجام داده است. رویکرد او در داستان‌هایی برعکس‌ پدید آوردن حداکثر امکانات برای روایت کردن است که نظام‌های ارجاعی دیگری غیر از زبان نوشتاری را هم شامل می‌شود. خطرپذیری و عبور از مرزهای تعریف شده‌ی قصه‌نویسی، آثار او را در آن‌چه ‌«ادبیات متفاوت» می‌نامم مثال‌زدنی می‌کند.
این اولین اثر داستانی فارسی است که به صورت مالتی‌مدیای تعاملی همراه با کتاب منتشر شده است. ‌داستان‌هایی برعکس
داستان زنی‌ست که بعد از جر و بحث با شوهرش، تصادف می‌کند و به کما می‌رود. اما این ضربه‌ی داستانی، تازه آغاز روایت‌های برزخی ذهنی‌‌ست که زمان‌ها و موقعیت‌ها را با هم ترکیب می‌کند و روزمره را به اسطوره پیوند می‌زند و روایتی متکثر از دیدگاه‌های مختلف ارایه می‌دهد.
روایت کتاب، قطعه‌قطعه، متقاطع، موازی، مبهم و استعاری‌ست که از نگاه راوی به کما رفته، ماجرای زندگی زن و مرد را بیان می‌کند. این که راوی به کما رفته چه‌طور می‌تواند روایت کند، همان بزنگاه داستانی است که خلاقیت در روایت آن را پدید می‌آورد. آن‌چه بیان می‌شود قطعه‌قطعه و فاقد نظم خطی‌ست. در مالتی مدیای
داستان‌هایی برعکس‌ ویژگی فضای الکترونیک به ویژگی‌ قصه تبدیل شده است. پس قصه از ساختاری خطی پیروی نمی‌کند. حضور ساختارهای غیرخطی یا چند وجهی در داستان‌هایی برعکس‌ امکان چیدن مجدد قصه در هر خوانش را فراهم می‌کند. ساختار غیرخطی این مالتی‌ مدیا در هزارتویی از لینک صفحه‌ها صورت می‌گیرد.
خواندن و دیدن این اثر هنری داستانی را به خوانندگانی که می‌خواهند از آینده‌ی جا نمانند، پیشنهاد می‌کنم.


کلمات کلیدی: مصاحبه
 
جداسازی شعر و ادبیات زنان و مردان بر نابرابری آن‌ها دامن می‌زند
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٤  

خبرگزاری ایسنا

 

  لیلا صادقی گفت: در جامعه‌ای که تلاش برای برابری زنان و مردان باشد، جداسازی شعر و ادبیات زنان و مردان بر نابرابری آن‌ها دامن می‌زند؛به همین دلیل، گمان می‌کنم مطرح کردن این اصطلاح باعث ‌شود زنان جنس دوم درنظر گرفته شوند؛ چرا که اصطلاح شعر مردان وجود ندارد.

 

این شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در تعریفی از چیستی «شعر زنانه» گفت: شعر زنانه مقوله‌ای جدا از شعر زنان تلقی می‌شود. شاید بتوان گفت شعر زنانه اصطلاحی فراگیر است که شعر زنان با آن در تلاقی است. شعر زنانه به شعری گفته می‌شود که ویژگی‌های دنیای زنانه را منعکس کند. البته از دیدگاهی دیگر، شعری که دارای زبان زنانه است نیز در این مقوله جای می‌گیرد. به هر صورت، این اصطلاحی فراگیر می‌تواند تلقی شود که زنانگی را در چگونگی به کار بردن کلمات و ساختن تصاویری که نمایانگر جهان زنانه است، به تصویر می‌کشد. البته لزوماً شعر زنان در زیرمجموعه این نوع شاعرانگی قرار نمی‌گیرد و لزوماً همه‌ی شاعران زن شعر زنانه نمی‌گویند و همه‌ی شعرهای زنانه نیز متعلق به شاعران زن نیستند.


کلمات کلیدی: مصاحبه
 
کارکرد گفتمانی سکوت در داستان کوتاه معاصر ایران
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳  

گزارشگر : پروانه توکلی/ خبرگزاری کتاب

 

 

در اثری پژوهشی از لیلا صادقی منتشر می‌شود

 

کارکرد گفتمانی سکوت در داستان کوتاه معاصر ایران» اثری پژوهشی از لیلا صادقی است به بررسی زبانشناسی سکوت در ادبیات می‌پردازد. در این اثر، سکوت به عنوان یکی از شگردهای روایی مطرح شده است.\

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) صادقی درباره این کتاب گفت: در این اثر، سکوت به عنوان یکی از شگردهای روایی مطرح می‌شود که برای ایجاد عناصر داستانی مانند فضاسازی، زمینه‌سازی و تعلیق و همچنین در تکمیل پیرنگ داستانی با ایجاد گره‌افکنی و گره‌گشایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

وی افزود: «گفتمان سکوت» یعنی آنچه گفته نمی‌شود یا دانسته نمی‌شود، آنچه صرفا به طور ضمنی یا شهودی، غیرمستقیم، غیردقیق، ناکامل و یا به صورت محذوف بیان می‌شود. 

کلمات کلیدی: خبر ،کلمات کلیدی: مصاحبه
 
خرده‌شیشه‌هایی که به هم چسبانده‌ام
ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۸  

گفتگوی محسن بوالحسنی با لیلا صادقی در روزنامه فرهیختگان

(متن پی دی اف)

درباره داستان هایی برعکس

شما در مقدمه آخرین کتاب منتشر شده خود «داستان‌های برعکس» که موضوع گفت‌وگوی امروز من با شما است توضیحی کوتاه از «ابرداستان» ارائه کرده‌اید تا به نوعی مخاطب‌تان را با متنی که پیش رو خواهد داشت آشنا کنید یا به قولی دیگر به او پیش‌زمینه‌ای بدهید تا بداند قرار است با چه نوع کتابی روبه‌رو شود. اگر ممکن است چیستی «ابرداستان» را در همین ابتدای گفت‌وگو شرح دهید تا بعد به سوالات دیگر بپردازیم.
خیلی کوتاه این توضیح را بدهم که «اَبَر» یا به نوعی «هایپر» به چه معنا است. من فکر می‌کنم این موضوع برای مخاطبانی که من احتمال می‌دهم داشته باشم مساله ناشناخته‌ای نیست، اما به قول شما با این پیش‌فرض که ممکن است کسی از این مساله آگاهی نداشته باشد به صورت کوتاه به «ابرداستان» یا به نوعی «هایپرتکست» می‌پردازم. در حقیقت «ابر» یا «هایپر» به معنای تکثیر یا بزرگ شدن است و به صورت کلی«هایپرتکست» - که لزوما هم مخصوص فضای اینترنت نیست و از فضای مجازی و اینترنت متولد شده است- به این معنا است که یک متن به واسطه لینک خوردن با متن‌های دیگر بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و این مساله هرگز انتهایی ندارد و متن دائما در حال تکثیر شدن است، درست مثل تکثیرهای سلولی و هر لینکی به لینک‌های دیگر می‌رسد. در غرب نمونه‌هایی از «هایپرتکست» وجود دارد که تولید‌کنندگان آن کارهای خود را در فضاهای مجازی هم ارائه داده‌اند. نکته‌ای که شاید مطرح‌کردنش جالب باشد و دوست دارم آن را مطرح کنم، این است که ساختار ابرمتن ناگزیر به صورت دایره‌های تو‌درتو و متقاطع است. من دیده‌ام که بسیاری از دوستان کارهایی انجام داده‌اند و در قسمتی از آن کار را به صفحه‌ای نامربوط در فضای اینترنتی که هیچ ارتباطی به داستان خودشان ندارد، لینک داده‌اند که آن صفحه ممکن است دایره‌المعارف یا هر چیز دیگری باشد و به هر صورت از ساختار دایره‌ای داستان آن اثر را خارج می‌کند. به گمان من این موضوع باعث می‌شود داستان بودن آن اثر یا به هر روی متن ادبی بودن آن اثر زیر سوال برود. می‌خواهم بگویم مساله «هایپرتکست» فقط لینک خوردن متن با متن دیگر یا غیره نیست. به این دلیل من اسم کتابم را ابرمتن نگذاشته‌ام بلکه نامش را ابرداستان گذاشته‌ام چون می‌خواستم روی مساله داستان بودن کتاب تاکید داشته باشم و اینکه قرار نیست کار از ساختار داستانی خود خارج شود، به همین دلیل به صورت ناگزیر همان ساختار دوایر متقاطع را دارد. هیچ چاره‌ای نیست و هر ابرداستانی لاجرم باید این ساختار را داشته باشد و به خودش برسد، یعنی این همواره به خود رسیدن باعث ایجاد خوانش‌های متفاوت از یک متن واحد می‌شود، چرا که با توجه به بافت‌های متغیر قبلی و بعدی یک متن واحد، امکان خوانش‌های متفاوت ایجاد می‌شود. با این تفاوت که هر بار این متن به خودش می‌رسد، در حقیقت دیگر آن متن قبلی نیست. به همین دلیل می‌گوییم «ابر»، یعنی هر متن هر بار که خوانده می‌شود، با توجه به جایگاهی که در آن نظام وجود دارد، به شکل‌های مختلف خوانده می‌شود و اینگونه است که متن بزرگ می‌شود و توسعه پیدا می‌کند. به همین علت هم من به این کار «ابرداستان» گفته‌ام تا از «ابرمتن» متمایزش کنم.


کلمات کلیدی: مصاحبه
 
رادیو صدای آلمان (گفت و گوی اسکندر آبادی با لیلا صادقی)
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٢  

       تعریف دوباره‌ی داستان

                   لینک مطلب در دویچوله

  داستان‌های صادقی متن و نوشته متعارف و محدود نیستند. او می‌گوید:«برای کارم از ابزار تکنولوژیک امروزی و وسایل مدرن امروزی هم استفاده می‌کنم و می‌خواهم داستان‌هایم بازتاب نگاه تازه‌ام به پدیده‌ها باشند.»

 

بیگمان نوگرایی و نوآزمایی در پرداخت و عرضه ی متن، از آغاز با ادبیات همراه بوده است. بعید نیست که نخستین خوشنویسان از میانِ سرایندگان و نویسندگان برخاسته باشند. با این حال، همواره نوآزمایی در عرضه ی متن به ویژه متنِ ادبی، بحث انگیز و گاه پرسش برانگیز ارزیابی شده است. لیلا صادقی یکی از این نوآزمایان است.

 

صادقی داستانهایش را به متن و نوشته ی متعارف، محدود نکرده و همان‌گونه که خود می‌گوید به نوشته تنها به عنوانِ یک رسانه نگریسته و آثارش را به صورتِ چندرسانه ای «نوشته، تصویر، موسیقی و ...» عرضه می‌کند. با نگاهی به زندگی‌نامه و تحصیلاتِ لیلا صادقی درمی‌یابیم که او برای این نوآزمایی از پیشینه ی کارساز و و استواری برخوردار است:


کلمات کلیدی: مصاحبه