<> ادبیات دیداری - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

ادبیات دیداری
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٢  

شعر آقای مرتضی پورحاجی بهانه خوبی است برای بحث هایی که درباره ادبیات دیداری پیش خواهد آمد. ادبیات دیداری یعنی چه؟
ادبیات دیداری که می تواند زیر مجموعه اجرا در ادبیات به شمار آید، وجوه مختلفی دارد، از جمله:
۱ـ دیداری بودن در چگونگی قرار گرفتن اجزای جمله:
الف. شکل متن:
برای نمونه، شعری از بن جانسن (1637-1573) را می توان مثال آورد. در این شعر به کیفیت زندگی انسان در ساختار درختی نگاه می شود که ریشه های قطور و شاخه هایی پربار و تنه ای باریک دارد که تنه درخت همان عمر انسان و بار و ریشه ماحصل زندگانی اوست. می بینیم که کلمات به گونه ای در کنار هم قرار می گیرند که شکل یک درخت را می سازند، و با نشان دادن تنه باریک درخت، مفهوم کوتاهی عمر ولی زندگی پربار را به ذهن خواننده متداعی می کنند:


IT IS NOT GROWING LIKE A TREE
It is not growing like a tree
In bulk, doth make man better be;
Or standing long an oak three handred year,
To fall a log at last, dry, bald, and sere:
A lily of a day
Is fairer far in May
Although it fall and die that night;
It was the plant and flower of light.
In small proportions we just beauties see;
And in short measures, life may perfect be.


و یا شعر آقای آزرم در مجموعه «اسمش همین است: محمد آزرم» ، در صفحه 51 تا 53 نمونه ای از این نوع متن دیداری است. قطعات شعر در مربع هایی با چهار بردار با دو فلش دیده می شود که خواننده متکثر بودن متن و چند وجهی شدگی را از ساختار دیداری آن درمی یابد. به این معنی که هر سطر شعر قابل جابه جایی و خوانده شدن در موقعیت های مختلف است و این اجرا خواننده را به فرامتنیت نزدیک می کند که همان موقعیت جایه جایی پذیر انسان امروزی در جامعه است که در هر شرایط و موقعیت خاص، همان انسان (سطر) و هویت وجودی به شکل های مختلفی (هویت های وجودی دیگر) حضور می یابد.
ب. اجزای متن:
گاهی دیداری بودن در سطح جملات و با بالا و پایین کردن کلمات و ایجاد مکث ها و شگردهایی زبانی رخ می دهد. چنانکه از لحاظ دیداری، خواننده مفهومی به جز آنچه را که متن می گوید، درمی یابد. رجوع شود به: «اسمش همین است: محمد آزرم»، صفحه ۶۶.

 جنبه دیداری متن، از نظر نگارنده این وب لاگ می تواند رنگ سیاه زمینه باشد که خواننده را به یاد آگهی ترحیم می اندازد و با توجه به سطر «لا هات الآ هات» ، جمله انا لله و انا الیه راجعون به ذهن خواننده احتمالی متبادر می شود و به نظر می رسد که اگر شعر برای فقدان کسی باشد، این جنبه دیداری بر مرثیه ای بودن آن دلالت می کند.
در چشم به هم زدنی
زبان می شود باز:

ج ر
     زدند                           نخورد
       زدند                      نخورد
..........زدند.............نخورد
.............زدند.....نخورد
................زد نخورد
...............زد و خورد
...............شد
...............گول نخورد
...      ......گلوله به خوردش دادند.

 


۲- دیداری بودن با ورود عناصر تصویری:
گاهی نیز متن دیداری چنین است که کلمات به عنوان قراردادهایی هستند که تصاویر با دلالت زبانی در کنار آنها قرار می گیرند و تبدیل به قرار دادهایی زبانی می شوند و این دو عنصر مختلف که یکی از جنس تصویر و دیگری از جنس کلمه است، هر دو قراردادی برای انتقال مفهوم ذهنی می شوند و با در کنار هم قرار گرفتن، متن به فرامتن حرکت می دهند که متن چند جنبه مفهومی متفاوت پیدا می کند. می توان به کتاب وقتم کن که بگذرم از لیلا صادقی اشاره کرد. باید متذکر شد که گاهی یک متن تمام این جنبه های دیداری را دارا می باشد.
و اما شعر آقای پور حاجی شعر آقای پور حاجی: به نظر می رسد که این شعر، هر کدام از این ویژگی ها را به طور ناقص در خود داشته باشد. هیچکدام این شگردها به صورت درونی با این شعر پیوند نخورده اند. حتا می بینیم که در جایی با دو واژه مؤخره و مؤخرات بازی شده است و دایره ای وارد متن شده است که سعی می کند جزئی از متن بشود؛ اما دایره فقط یک دایره می ماند و از هویت خود پیش روی نمی کند و مؤخرات و مؤخره هم که به دو نیم تقسیم می شود، در حد یک بازی ناموفق باقی می مانند. کلمه ها با دو نیم شدن به فرامتنیت نزدیک نمی شوند و همان چیزی می مانند که خواننده می بیند. حتا مستطیل ها فقط مستطیل هستند و چیز دیگری نیستند و هیچ دلالت خاصی هم ندارند. حتا شعر امکاناتی داشته که از آنها نیز استفاده نکرده است. به عنوان مثال در این سطر: لابد اماکن مختلف را جابجا می کند ؛ امکان جابه جایی به صورت دیداری به متن داده می شود که بالقوه می ماند و به فعل تبدیل نمی شود.


کلمات کلیدی: نقد