میم. استانلی بوبین
و خوانش آن
تغییر می دهم من تغییر می دهم من تغییر می دهم من
تغییر می دهم من تغییر می دهم من تغییر می دهم
من تغییر می دهم من تغییر می دهم من تغییر می دهم
من تغییر می دهم من تغییر …
در این داستانک، نام و متن همانند سایر داستان های مجموعه داستان این نویسنده، مکمل یکدیگر هستند. در نام داستان دو عنصر «مناجات» و «زندگی» و در متن داستان نیز دو عنصر «من» و «تغییر» به چشم می خورد. مناجات زندگی، تغییر دادن خویش است. تغییر دادن یعنی نارضایتی از موقعیت موجود. برای بهبود بخشیدن به موقعیت وجودی نامطلوب باید مطلوب را تکرار کرد و از طریق تکرار که همان ذکر گفتن در عرفان شرقی است، انسان به تمرکز ذهنی و وصول نزدیک می شود. تکرار وسیله ای برای رسیدن است. همچنان که زندگی، تکرار بوده ها است. هر زمان که به هدف رسیدیم، تکرار کنونی متوقف می شود و تکرار دیگری آغاز می شود. در واقع، تناوب تکرارهای گوناگون، جریان متغیر و متکرر هستی را شکل می دهد و هستی این داستان در جستجوی تغییر است. این تغییر پذیری که ویژگی جهان است، موجب حرکت همه موجودات می شود. چه جانداران و چه جامدات. سنگی در جریان تغییر به یاقوت (تغییر ماهوی) تبدیل می شود و یا به سنگریزه (تغییر حجمی).
1- آنیت این داستانک، بخشی از زندگی انسانی را نشان می دهد که در طلب چیزی است و احتمالاً آن را نمی یابد. چرا که دایم این طلب تکرار می شود.
2- می شود طور دیگری هم نگاه کرد. این داستان فقط ابتدای مراحل مختلف زندگی انسان را بیان کرده است. انسان در هر دوره ای از زندگی اش، طلبی دارد و با طی مراحلی به وصول می رسد. در اینجا فقط طلب ها که آغازهای گوناگونی هستند، در کنار یکدیگر قرار می گیرند و حیات بشریت به نمایش درمی آید.
3- با دیدی ظاهری، می شود آن فرد را، انسانی بی اراده دانست که قادر به تغییر دادن روند زندگی خود نیست. اما با توجه به کلمه مناجات، تعبیرهای یک و دو، تعبیر های عمیق تری به شمار می آیند.