<> نظر فرشید سنگتراش درباره: کسی که از داستان سوم ماهی گرفت - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

نظر فرشید سنگتراش درباره: کسی که از داستان سوم ماهی گرفت
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٢٦  

یک متن چیزی بیش از تمام داده های آنست. تمام داده ها بعلاوه علت قرار گرفتن آنها در مکان خود بعلاوه روابطی که بین داده ها می تواند بر قرار شود . ما هرگز به معنای نهایی متن نمی رسیم اما وهمی از معنا را در مصوره خود داریم. وهمی از معنای تک تک داده ها و وهمی از ارتباط بین آنها. وقتی با شنیدن یک سری داده های زبانی جمعی از شنوندگان یا خوانندگان با هم می خندند یعنی توهم معنایی آنها به هم بسیار نزدیک شده. خنده یکی از بهترین دلایل وجود نزدیک شدن توهم های معنایی است. در این متن با راوی روبرو ایم که حس می کند یک بطری است. می گوید بطری را بعد از مصرف یا دور می رییزند یا می شکنند یا چیز دیگری در آن می ریزند. می گوید به بطری شیشه هم می گویند و اینبار به سراغ شیشه و وسوسه شکستنی که در آن است می رود. از بطری و حس بطری بودن به جز تشابه اسمی اش با شیشه استفاده دیگری نمی شود و این جریان جهش ها تا آخر متن همچنان ادامه دارد. نگاه راوی به عمد انگار سریع است. نمی خواهد مکث کند و هر چیزی او را یاد چیز دیگری می اندازد. یکباره ماهی می شود و شکستنی دورش را می گیرد .اما از ماهی بودن هم دست می کشد و قدم بر می دارد و زخمی می شود. چون شکستنی دورش را گرفته. از داده ها و توان استعاریشان استفاده کامل نمی کند و تنها از یک یا گاهی دو جهت آنها بهره می برد. ذهن زیرک راوی از کلمه بعد به زیبایی و شاعرانه استفاده می کند و کل متن را با بعد از من چه کسی... جمع می کند. با شکستن تنها و نوشتن ان به صورت ما خیلی تن هاست .قدم زیبایی بر می دارد . و از وسوسه شکستن به خوبی استفاده می کند. همچنین با گذاشتن ما در اول ماهی مادر و ماندن وهم زیبایی می افریند و مایی که خیلی تن هاست چشمش باز می شود به داستان بعدی......................................با تشکر از نوشته .

فرشید سنگتراش


کلمات کلیدی: یادداشت