<> شراب دست ساخت انسان - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

شراب دست ساخت انسان
ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱۱/٢٥  

ترجمه: لیلا صادقی
نوشته: تانیا هرشمان


در یکی از ملاقات های مقرر در کوه، خدایان خطاب به من گفتند که آن مرد آنها را به قدری خندانده بود که به سکسکه افتادند. آنها فریاد زدند که این بهتر از سیم تلویزیون بود.
درحال مزه مزه شراب ( که صادقانه خیلی شیرین بود، و به ویسکی ترجیح داشت، اما چه می شد کرد که انحصار فروش داشت؟) پرسیدم: چطور؟
زئوس فریاد زد: اوه، جلو بیا، به من بگو همه آن چیزهای بی اهمیت اطراف زن ها چیست؟ این نوک پنجه ای راه رفتن ها، حساسیت ها، نو انسان بودن ها، سراپا گوش بودن ها و فیلم فرانسوی. این ها چیست؟
در میان جیغ ها و قاه قاه خنده، نوشیدنی را به گوشه ای ریختم، و از آنچه باید می گفتم متعجب بودم. آیا می توانستم تقریباً از نیمی از هم نسلمان دفاع کنم، و یا فقط می شود بی پرده از ریشخندها سخن گفت؟ که آن هم آنقدر مفتضحانه بود که آنها ما را وادار به پوشیدن توگا (لباس شهروندان روم باستان) کرده بودند.


کلمات کلیدی: داستان