<> ترسناک‌ترین جای جهان - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

ترسناک‌ترین جای جهان
ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢  

به تو فکر نمی‌کنم از اینکه ترسناک‌ترین جای جهانی
جایی که پرنده‌ها نمی‌پرند از روی شاخه‌ها
وقتی که کسی تیرباران می‌شود از فرط کفش‌هایی که
...همیشه کوچک‌تر از پاهایش
می‌رسند به شهری که دو نیم می‌کند آدم‌ها را

به تو هرگز از اینکه دست‌هایم را خیال می‌کنم گرفته‌ای
برای عبور از این خیابان
به تو نمی‌شود حتا یک لحظه برای قدم‌هایی که سربریده‌اند
برای اینکه سربلند، بلندتر از درختی که قطع می‌شود
از اینکه ریشه می‌دوانی در این دورترین راهی که قطع می‌شود

مرگ بر تیری که فریاد می‌زنی توی سینه‌ام
بر روزهایی که می‌گذری از رگ‌های پیرهنم
ببین چطور شکافته می‌شوی هر لحظه از تنم
از این کوچه‌هایی که سنگ‌فرش می‌شوند و
دست‌هایم که برای عبور از این خیابان
بسته می‌شوند به ترسناک‌ترین جای جهان


کلمات کلیدی: شعر