ایلنا: لیلا صادقی(شاعر و داستاننویس)، مجموعهی جدیدی منتشر میکند.
وی در گفتو گو با ایلنا دربارهی این کتاب گفت: از غلطهای نحوی معذورم، که تا هفتهی آینده در نشر ثالث منتشر میشود؛ یک مجموعهی شعر- داستان است. کتاب از چهل قطعه شعر و چهل داستان تشکیل میشود که هر کدام از یک طرف آن شروع میشوند. داستانها در پاورقی پیش میروند و شعرها در صفحات اصلیاند و البته، با هم ارتباط محتوایی دارند. تلفیق این دو ژانر با هم یک ژانر جدید ایجاد میکند، هر شعر بدون داستان ملازم آن در پاورقی، و هر داستان بدون شعر همراهش، معنایی ندارد.
صادقی دربارهی اینکه چرا کوشیده است مرز بین ژانرها را به هم بریزد، گفت: همواره سعی میکنم در آثارم دنیاهای جدید کشف کنم. وارد حیطههای جدید شوم. اما اینکه چرا، خواستم مرز بین ژانرها را از میان بردارم، باید بگویم که این، کار کردن در حوزهی ادبیات تجربهگراست. البته وقتی شما میخواهید تجربهگرا باشید مسائل و تعاریف جدیدی هم مطرح میشوند. بر همین اساس، یکی از دغدغههای من در ادبیات این بوده است که تعریف جدیدی از کتاب ارائه کنم. این تعریف جدید بر این مبتنی است که کتاب به عنوان یک اثر ادبی، متشکل از اجزایی است که تغییر هر کدام از آنها، تعریف کتاب را به عنوان کلی از آنها دگرگون میکند.
وی افزود: اینکه برخی از نویسندگان چند داستان را که ارتباطی به هم ندارد در کنار هم، در قالب یک کتاب میآورند، از نظر من، چندان مطلوبیتی ندارد. من معتقدم هر جزئی در ادبیات باید دلالتمند باشد. و این دلالتها در سطوح مختلف، کارکردهای مختلفی پیدا میکنند. به عبارتی من با کنار هم آوردن شعر و داستان در این مجموعه امکانی فراهم کردهام که خواننده با رویکردهای مختلف کتاب را بخواند. هر شعر را به تنهایی و فارغ از داستان بخواند. هر داستان را به تنهایی بخواند. شعرها و داستان ها را با هم بخواند و .... به این ترتیب شیوههای قرائت در این کتاب متکثرند.
اما به نظر میرسد تمایل این مولف به برداشتن مرزهای میان ژانرها، ریشه در خاک نسبیگرایی و عدم قطعیت داشته باشد. عدمقطعیتی که پس از نقد تجربهی خردمحور در غرب، آن تجربه را نقد میکند و به چالش میکشد. از سوی دیگر لیلا صادقی، به کتاب به عنوان کلیتی نگاه میکند که متشکل از روابط میان اجزاست. کلی که تجربهای یکپارچه را تداعی میکند. این نگاه به کتاب در برابر آن نسبیگرایی، میایستد.
لیلا صادقی پاسخ میدهد: نسبیگرایی با طبقهبندی مفاهیم و پدیدهها مواجه است. نسبیگرایی با طبقه بندی نسبتها مواجه است. وقتی شما دو مفهوم کتاب و اثر را روبهروی هم میگذارید دو چیز را که در یک طبقه بندی نیستند، روبهروی هم گذاشتهاید. این ویژگی علوم انسانی متاخر است که تعاریف را با نسبیت مواجه میکند. از طرفی، در مورد داستان کوتاه هم چنین رویکردی وجود دارد. رویکردهایی که مبتنی بر نسبیسازی قرائت داستان است. اما کتاب، به عنوان پدیدهای که اثر را در خود جای میدهد، خودبه خود تعریف اثر را میگیرد.
وی افزود: تعریف من از کتاب این است که هر جزئی باید دلالتمند باشد . جهان متن دارای ویژگیهایی است که پس و پیش کردن آنها متن را تغییر میدهد. چنین تغییری در نهایت به خود کتاب منتقل میشود.
صادقی در مورد دیگر آثار خود گفت: “بالاتر از سیاهی نقطه” اثر دیگری است که از سوی نشر ثالث به ارشاد سپردهام. این کتاب با رویکردی مشابه و کنشی متفاوت، تجربهی “از غلطهای نحوی معذورم” را تکرار میکند.
وی در توضیح بیشتر گفت: این کتاب روایت داستانی در سه مقطع متفاوت است. سه شخصیت زن، یک نقاش، یک شخصیت معمولی و یک شخصیت اسطورهای، شخصیتهای سه روایت موازیاند. یک تاویل در مورد این کتاب این است که این سه شخصیت، وجوه یک شخصیت واحدند.