<> وهم وحشی - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

وهم وحشی
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۸/٢٢  

مارک استانلی
برگردان: لیلا صادقی


این وهمی وحشی بود!۰
من از دروازه هایی با شکوه به دار آویخته شدم که کاملاً در نوسان بودند و مردکی ریشو از آن میان بیرون آمد ـ به دنبال او این فرشتگان سرگردان! به یارو گفتم:ـ
«هُش حیوون،ال. اس. دیِ خوبیه ها!» او پرسید: «اینطور فکر می کنی؟»
درحالیکه فرشته ها را وارسی می کردم، گفتم: «هُش، همگی!»۰
با لحنی عادی گفت: «یه مشکلی هست، تو در عرض این سه هفته اصلاً لب به ال. اس. دی نزده بودی.»ـ
گفتم: «هُش، برو حیوون.»ـ


کلمات کلیدی: داستان