صاعقه بزند کاش به ساقههای تنم
باران به گلهای پیرهنم
آنقدر که سیل بشوی و ببری
همه این گلها را
از ریشه میکنی
تقدیم به تو این گلهای بیریشه
مه میشود یک کلمه که شق القمر میکند تو را
یک آفتاب که میشکافد این شب را
یا قمر بنیهاشم که صبح نشود
که تمام نشوند فرشتهها و اذا سجاها
یک معجزه که بروم از خاطرت بمانم
روزنامه را باز میکنی، دستهایم را
که شرط میبندم نشستهاند روی خاک
رویم سیاه و عمرت کلاغ باد
تقدیم به تو این گلهای بیریشه
در خوابی که میپرم از شاخهای به آب، به باران، به تگرگ
در ذهنم تگرگ میگیرد و
گرگ میشوم برای گرفتن یک رمه
مه میشود یک کلمه،
کاش فقط یک کلمه بودی
به معنی ماهی که تمام نمیشود در آب
تا بروم از این دست یا بمانم از آن دست
در خاطرهات که خاک