<> خارج از محدوده - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

خارج از محدوده
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۸/۱٢  

نویسنده: آلکس کیگان
برگردان: لیلا صادقی


می رود زیر دوش و باران به فکرش می زند و فکرش به مناطقی می رود که نمی بارند۰اریتره، سومالی، شکم های باد کرده، بازوها و پاهایی که خشکیده اند و مگس ها روی صورت بچه ها۰
او دست می کشد۰
از گرداندن پیچ رادیو یا تلویزیون دست می کشد که دیگر نشنود از قحطی و بیماری و قتل عام و تجاوز و بیداد۰
دست می کشد از ساز زدن که می داند سی دی هایش، اموال کس دیگری بوده که تصرف شده۰ دیگر لباسی به تن نمی کند، به خاطر تن های عریان۰ حرفی نمی زند، به خاطر زبان های بسته۰ راه نمی رود به خاطر پاهای در بند و به روشنی نگاه نمی کند، به خاطر نگاه های خاموش۰
وقتی از خوردن دست می کشد، زیرا که باری است اضافی، درونش شفاف می شود و خانه بی وزن بیرونش را به آب می سپرد، درحالیکه دیگران گمان می کنند او دیوانه است۰
مساحت ناچیزی از اوراق را نام او اشغال می کند و در رادیو نیز واحد صوتی ناچیزی نامش را ادا می کند۰ مرگ او برای تلویزیون کوچک تر از آن بود که دیده شود۰


کلمات کلیدی: داستان