کتابخوانی من روالی منظم و خطی ندارد. بیشتر مواقع همزمان دو یا سه کتاب را میخوانم. موضوع کتابهایی که میخوانم اغلب متفاوت است اما بارها چند کتاب داستان یا مجموعه شعر را با هم خواندهام. چند صفحه از این و چند صفحه از آن تا وقتی که بالاخره یکی از کتابها تمام شود و جای خود را به کتاب دیگری دهد در ساعتهای خواندنم. اما امسال کتابی به این ساعتها رسید که فقط کتاب نبود و خودش چنان غیرخطی بود که جایی برای دیگر کتابها باقی نگذاشت: داستانهایی برعکس از لیلا صادقی که در دو فرمت کتاب و مالتیمدیا منتشر شده است. صادقی در این اثر علاوه بر داستاننویسی، طراحی و کارگردانی اثر را هم انجام داده است. رویکرد او در داستانهایی برعکس پدید آوردن حداکثر امکانات برای روایت کردن است که نظامهای ارجاعی دیگری غیر از زبان نوشتاری را هم شامل میشود. خطرپذیری و عبور از مرزهای تعریف شدهی قصهنویسی، آثار او را در آنچه «ادبیات متفاوت» مینامم مثالزدنی میکند.
این اولین اثر داستانی فارسی است که به صورت مالتیمدیای تعاملی همراه با کتاب منتشر شده است. داستانهایی برعکس داستان زنیست که بعد از جر و بحث با شوهرش، تصادف میکند و به کما میرود. اما این ضربهی داستانی، تازه آغاز روایتهای برزخی ذهنیست که زمانها و موقعیتها را با هم ترکیب میکند و روزمره را به اسطوره پیوند میزند و روایتی متکثر از دیدگاههای مختلف ارایه میدهد.
روایت کتاب، قطعهقطعه، متقاطع، موازی، مبهم و استعاریست که از نگاه راوی به کما رفته، ماجرای زندگی زن و مرد را بیان میکند. این که راوی به کما رفته چهطور میتواند روایت کند، همان بزنگاه داستانی است که خلاقیت در روایت آن را پدید میآورد. آنچه بیان میشود قطعهقطعه و فاقد نظم خطیست. در مالتی مدیای داستانهایی برعکس ویژگی فضای الکترونیک به ویژگی قصه تبدیل شده است. پس قصه از ساختاری خطی پیروی نمیکند. حضور ساختارهای غیرخطی یا چند وجهی در داستانهایی برعکس امکان چیدن مجدد قصه در هر خوانش را فراهم میکند. ساختار غیرخطی این مالتی مدیا در هزارتویی از لینک صفحهها صورت میگیرد.
خواندن و دیدن این اثر هنری داستانی را به خوانندگانی که میخواهند از آیندهی جا نمانند، پیشنهاد میکنم.