میرود برای رسیدن به جادهای که دو تا میشود، نمیشود
و میپیچد توی زنگ تلفن
نمیشود زیر پا میگذارد
نمیگذارد قطع میکنم حرف رابطه
میماند همیشه این جاده را با حرف عطف
عقب افتاده است
اگر نیفتاده بود که یکی میشد با حرفهای اضافه
اگر نمیافتادم توی این حرفهای بیجمله
اگر دست کم زیر پایم سنگ نبود
از خطوط دستم که دو تا میشود نمیشود
به جای اینکه بگیرد، نمیگیرد
چطور بگویم که میخواهم نمیخواهم از همه چیز دست کم
فقط یکی توی این جملهها باشد
چطور بگویم که میخواهم از همه چیز
دست کم نمیگیرم
اما میخواهم فقط یکی توی این جملهها باشد، نباشد