<> تلق تلق یک قوطی نوشابه - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

تلق تلق یک قوطی نوشابه
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳  

خیابان می‌شود فکرم

هی بوق می‌زنند توی ترافیک

سبز می‌کنم که رد شوی چراغ را

پنچر کرده‌ای و می‌ایستی هی آن وسط دوستت هی می‌گویی که دارم

قرمز می‌کنم که گم شوی

سبز می‌شود و  آن وسط چشم هی می‌بندی و باز می‌شوی

عوض می‌کنم فکرم را و پنجره می‌شود

تلق تلق توی خیابان فقط یک قوطی نوشابه رد می‌شود از جوب آب


کلمات کلیدی: شعر