<> برف پارو می کنم - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

برف پارو می کنم
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٧  

حرف‌هایی روی شیشه‌ ها می‌کنم

بخار می‌گیرد نگاهم

 

برف پارو می‌کنم، هیأتی توی کوچه داد می‌زند

حرف‌هایی پارو می‌کنم از سرمایی که دوستم داری

کجا بریزم این برف را


توی کوچه کپه‌های ترد و کثیف یخ می‌زنند

حرف‌هایم را توی یخدان می‌ریزم و

مهمان‌ها لیوان‌هایشان را پر می‌کنند از جای خالی‌ات

با جرعه‌ای خالی‌تر

حرف‌هایم را پارو می‌کنم

کجا بریزم این برف را

 

با صدایی بلند قهقهه می‌زند به قندیل‌هایی که بسته می‌شوند

اول جمله‌های عاشقانه

با صدایی کوتاه هق‌هق می‌زند به نقطه‌هایی که می‌چکند

از شکستگی نگاهم

صدا می‌شود ملاکی برای بلندی‌ها و کوتاهی‌هایم

مرزی بین پر و خالی شدنم

صدا می‌شود هیأتی که شاید منم

برف پارو می‌کنم، توی کوچه داد می‌زند


کلمات کلیدی: شعر