قهوه می خوری؟
بله۰ متشکرم۰
قهوه توی فنجان سرکشیده می شود و ته می ماند و فنجان برگشه می شود و بعد از چند ثانیه از آینده خبر می دهد۰
فال شما بسیار نیکو و طالعت رو به روشنایی، چنانکه تا سه روز دیگر به مقصود برسی و آن کار که در دل داری به طور دلخواه انجام شود۰ با مردم خوشرویی و خوشرفتاری کن، زیرا کمک به دیگران در زندگی شما مؤثر است و از مسافرت بهره خواهی جست و از غایب تا ده روز دیگر خبر یابی۰
قهوه نمی خوری؟
نه۰ ممنون۰
قهوه توی فنجان سرکشیده نمی شود و ته نمی ماند و فنجان برگشته نمی شود و بعد از چند ثانیه از آینده خبر نمی دهد۰
درواقع هیچ اتفاقی نمی افتد و کسی که قهوه نمی خورد، از در بیرون می رود و کنار قفسی آویزان به درخت می ایستد و به صدای طرقه ای گوش می دهد۰ زنی وارد مغازه قصابی می شود و آقا 150 تومن دنبه بدین۰ قصاب با نگاه غضبناک و دستانی قصبناک در مغازه قصب پشت میز قصابی ایستاده و بی اینکه سرش را از ران گوساله مقصب بردارد، نداریم۰ زن از در بیرون می رود و کسی که قهوه نمی خورد، آقا لطفاً دو کیلو گوشت بده خانوم۰ خانم با نگاهی خان و مان سوز و دستانی خانه به دوش با زنبیلی خانگی کنار قصابی خان سالار به مرد می گوید که آقا من به اندازه پولم می خوام شکم بچه هامو سیر کنم۰ من گدا نیستم و شما آقایون زیادی احساس فاعل بودن بهتون دست نده۰ شما فاعل رو حذف کردین و توی یک جمله مجهول، نایب فاعل شدید۰ فاعل این داستان شما نیستید که قهوه خوردید یا نخوردید، منم که با 150 تومن بالاخره از یک قصابی دنبه می گیرم۰