
به نظر می رسد که تکنولوژی هر عصری بر رفتار اجتماعی انسان آن عصر تأثیر می گذارد، در دوران های گذشته که بشر با شکار حیوانات امرار معاش می کرد، الزام زندگی به صورت قبیله ای وجود داشت و در واقع مصرف پیکر یک گوزن یا خرس بی جان همه را دور هم جمع می کرد و بعدها مردم این قبایل ظاهراً وحشی در حلقه ای ناگسستنی از جایی به جایی کوچ می کردند و برای سهولت زندگی نسبت به محیط اطراف خود انعطاف پذیر بودند. بعدها که کشاورزی پای بشر را به زمین میخ کرد، مفهوم دارایی و تملک بیش از پیش مطرح شد و انسان ها موجوداتی شدند که چهارچشمی می بایست مراقب املاک و زمین های خود می بودند. بشر امروزی هیچکدام از ویژگی های زندگی گذشته خود را از یاد نبرده و تنها با پیشرفت تکنولوژی، مدام یک ویژگی به ویژگی های خود افزوده و به انسانی پیچیده و چند بعدی تبدیل شده است که بسته به موقعیت و شرایط با یکی از عصرهای درونی خود زندگی می کند.
با ورود فرهنگ رایانه، عصری جدید هم پا به عرصه وجود می گذارد که بر این تکثر ابعاد وجود انسان می افزاید، چرا که سفر از یک لینک به لینک دیگر، یادآور زندگی کوچ نشینی اوست، تسلط نویسنده بر متن یادآور عصر کشاورزی است و تقسیم دارایی نویسنده با خواننده به گونه ای یادآور مارکسیسم است. بعد هم که ابر قدرت شدن خواننده که به گونه ای نظام سرمایه داری است که نویسنده قشر زحمت کش جامعه است که سخت کار می کند و با ناشر و ارشاد و توزیع و کاغذ و طراح و بقال و جاروکش و همه افراد جامعه سر و کله می زند و محصول نهایی را خواننده با طیب خاطر مصرف می کند و تبدیل می شود به ابرقدرتی در نظام سرمایه داری متن. اما در عصر اینترنت و لینک هایی که انسان را به هزارتوی درون می برد، دیگر نه نویسنده محصولی درو می کند و نه خواننده. بلکه متن در هزارتوی خود شکل می گیرد و دائم گسترش می یابد. در واقع متن بالقوه وجود دارد و همه انسان ها با بودن خود به ساخته شدن متن شکل می دهند، به هم لینک می خورند و در هزارتوی زندگی خود با تفسیرهای متفاوتی رو به رو می شوند. خواننده در این متن خود تن به تفسیر شدن می دهد و هم اکنون دیگر خواننده ابرقدرت نیست، بلکه بخشی از اثر است که تفسیر شدنی است. شاید دیگر هیچ محور قدرتی وجود نداشته باشد و یک نظام آرمانی بر این متن متکثر جاری باشد. اما این نظام آرمانی همه را پای صفحه دیجیتالی میخکوب می کند و روابط انسانی با چت کردن و ایمیل زدن شکل می گیرد و عملاً در محیط هایی که حضور انسانی مطرح می شود، این انسان های عبوس دائم در پی گرفتن حال همدیگر حال می کنند و طوری به هم زل می زنند که انگار به صفحه مانیتور نگاه می کنند، بی سلام، بی خداحافظ همدیگر را ترک می کنند. مفهوم دیگری در این فرهنگ عتیق یک زائده به نظر می رسد که خود به طور انتزاعی به آن فکر می کند، البته این قصه آدم های دیجیتالی است. اما در جامعه ای که گروهی در عصر کوچ نشینی و گروهی در عصر آهن زندگی می کنند، داستان از این هم داستانی تر است.