<> تولدت مبارک - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

تولدت مبارک
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٤  

هر چیزی یک روز، هر فکری، هر آدمی یک روز چشم باز می کند به زندگی خودش و آن وقت که دست و پایش را می بیند، به توانایی هایش پی می برد. و آن گاه که دست و پاهای آدم های دیگر را می بیند، خودش را تواناتر از هیچ کس نمی داند، اما خیال می کند هنوز چیزی در او هست که در دیگران نیست و این دیگران همیشه انگیزه ای برای تلاش بیشتر، برای رسیدن به جایی که هیچکس. آدم های هیچکس همیشه شکست می خورند، اما همین شکست رد پایی از آن ها به جای می گذارد برای کسان دیگری که می خواهند شکستشان را تجربه کنند.

هر چیزی یک روز، هر فکری، هر آدمی و هر وب نوشته ای یک روز چشم باز می کند و از روز تولد این دریچه ای که جهان را از آن نگاه می کردم، پنج سال می گذرد. زمانی که هنوز وب نویسی رایج نبود و سودای خوانده شدن الکترونیکی دور از ذهن بود.

تولدت مبارک وب نوشته کوچکم، که دوستت دارم. که دست هایم بودی زمانی. هنوز دوستت دارم و برای همین هیچ وقت اسباب کشی نکردم به هیچ وب لاگ دیگری. تولدت مبارک. شمع هایت را فوت می کنم.

----------- 

    به یاد اولین داستانی که بر تو گذاشتم و شادی روی خط بودن را برایم به ارمغان آورد.

روی خط هر کس که بخواهد. و بعد سر خط.

 

 


کلمات کلیدی: یادداشت