رضا شهرستانی
مقدمه
واژه یا مفهوم زمان بدون در نظر گرفتن ساختار، ساختار بدون در نظر گرفتن زبان و زبان بدون در نظر گرفتن زمان، واژه ها و مفاهیمی غیر قابل تعریف هستند. شرط تولد زمان و زبان، ساختار است. ساختار خود تولد است. تولد در ساختار اتفاق میافتد و ساختار در تولد اتفاق میافتد. ساختار تولدی است که در تولد اتفاق میافتد. انسان تنها میتواند در زبان اتفاق بیفتد و زبان تنها میتواند در زمان اتفاق بیفتد.
به عبارت دیگر انسان زمانی است که در زبان چشم باز میکند و زبانی است که در زمان چشم باز میکند. با این وجود انسان هم زبان است و هم زبان نیست. انسان هم زمان است و هم زمان نیست.
آمدم در بارهی آفسایدِ جعفر پناهی بنویسم، با زبان، با مفهوم و واژهی آفساید در حوزه زبان درگیرشدم.
دیدم واژهی آفساید انسان حوزه زبان فارسی را به دو گروه عمده تقسیم کرده است.
گروه اول : با واژه یا مفهوم آفساید بیگانهاند، واژه آفساید را نشنیدهاند یا درباره آن نخوانده اند.
گروه دوم : با واژه یا مفهوم آفساید آشنا هستند.
دیدم این دو گروه در دو ساختار در دو زبانزمانانسان بسر میبرند. گروه اول در زبانزمانانسانی به سر میبرند که هنوز واژه یا مفهوم آفساید وارد حوزه زبان فارسی نشده است و گروه دوم در زبانزمانانسانی بسر میبرد که این حوزه با واژه آفساید آشنا است.
در بخش اول این مقاله به توضیح ادعای تقسیم بندی بالا خواهم پرداخت و در بخش پایانی به تاثیرگذاری آفساید جعفر پناهی در حوزه زبان خواهم پرداخت. نگاه و نقد فیلم آفساید را موکول به آینده میکنم.

برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید.