دری را باز می کنم که کسی دیرتر یا زودتر از من باز کرده بود. از پله هایی بالا می روم که کسی دیرتر یا زودتر از من بالا یا پایین رفته بود. به دیواری تکیه می دهم که کسی. به پنجره ای نگاه می کنم که کسی. با کسانی حرف می زنم که کسی. به چیزهایی فکر می کنم که کسی. به یاد کسانی می افتم که کسی. من عاشق کسی که نمی دانم در کجای زمان دری را باز کرده که دیرتر یا زودتر باز کرده بودم من. از پله هایی بالا رفته که دیرتر یا زودتر من. به دیواری تکیه داده که من. به پنجره ای نگاه کرده که من. با کسانی که من. به چیزهایی که من. به یادی که من. من. تنها کسی که می شناسمش من. از وقتی چشم باز کرده ام من. نقطه ای که بسته من شد و من. باز می شد و من.
می جنگند آدم ها با هم.
می کشند بی هم همه.
دایره ای دور خود می کشند و من.
اما خیلی ها این در را باز کرده اند زودتر یا دیرتر. خیلی ها پله پله چین خورده اند روی دیواری تا پنجره ای نگاهشان کند و برگی از آن طرف برایشان مرگ شود. من های کوچکی که شبیه هم بزرگ می شوند تا تو را انکار کنند. دری باز می شود که تویی دیرتر یا زودتر از من باز کرده بود. از پله هایی بالا رفته می شود منی که دیرتر یا زودتر از تو بالا یا پایین. به دیواری تکیه که منی. به پنجره ای نگاه که تویی. به چیزهایی فکر که منی که تویی. من عاشق هیچکسی هستم که نمی دانم در کجای زمان دری را باز کرده شده بود.
به اینجا نیز وارد و خوش آمد شوید