بررسی داستان با تکیه بر قواعد وضع شده توسط خود داستان
معمولاٌ همه کتاب ها از نامشان شروع شده و با آخرین داستان تمام می شوند. اگر بخواهیم از عاشقیت شروع کنیم، باید با پاورقیت تمام کنیم و اگر از عاشقیت در پاورقی شروع کنیم به داستان هایی می رسیم که هیچکدام نام های شاملی برای داستانشان نیستند، مگر همان داستان عاشقیت در پاورقی که بهترین داستان این مجموعه بوده و نام کتاب را نیز به نام خود ثبت کرده است. گویا رسم بر این است که در هر مجموعه تنها حضور یک داستان متفاوت کفایت کند و دیگر داستان ها غالباٌ پرکننده برگه های کتاب باشند.
چنانکه می دانیم انتخاب واژگان و همنشینی آن ها امکاناتی در متن ایجاد می کند که به کارگیری و یا عدم به کارگیری شان در اجراشدن قواعد بازی در داستان و همچنین تاثیر متن بر مخاطب فرضی اثر می گذارد.
اگر مقوله کتاب بودن را در بردارنده مجموعه داستان در نظر بگیریم، باید نام، طرح روی جلد، فهرست، صفحه بندی و ترتیب داستان ها و حتا انتخاب داستان پایانی را از عوامل پیرامتنی بدانیم که بسته به کتابت هر مجموعه ای حاضر و یا غایب می شوند. فضاهای مشترک داستان های این مجموعه به گونه ای اهمیت ترتیب داستانی را حاضر می کند و همچنین نام کتاب که به گونه ای کتاب ارجاع است، امکانات اجرایی صفحه بندی داستانی و همچنین طرح روی جلد را مطرح می کند.
"ساختار خود، کلی است فراهم آمده از گردهم آیی عناصری که در مناسبت با هم، کنش آدمی را ممکن می کنند." (ساختار و تأویل متن، بابک احمدی، نظریه دریدا، ص 392)
ادامه ...