<> دردا که در دالی بدون دلالت فکر می کنم هستم - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

دردا که در دالی بدون دلالت فکر می کنم هستم
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٥  

            

 من دلالتی از دست هایی که برمی دارند از خودشان

 دلالتی از فکری که نمی شود

 یا حرفی که تحریف می شود

 به مکث

 یکی در میان ماست

 به احترام آن یکی در میان

 در نطفه ای که خفه می شوم در نطفه ام

 وار می زنم

 من بودم

اما دیگر نه بودم هست و

نبودم


کلمات کلیدی: شعر