در تاریخ سه شنبه ۱۸ اردی بهشت ۱۳۸۰
۲.
چرا اسم این کتاب را ضمیر چهارم شخص مفرد انتخاب کردید؟
خب، نا گفته نماند که من این اسم را خیلی دوست دارم، چون دارای معانی زیادی است و نیز تأویل های زیادی را درخود دارد. اول اینکه، هر خواننده ای با شنیدن این اسم کنجکاوی اش برانگیخته می شود و به دنبال زیر مجموعه آن، کتاب را باز می کند. البته دلیل انتخاب این اسم، تنها این علت نیست، بلکه دلایل اصلی عبارتند از
از نظر دستوری شش ضمیر داریم و ضمیر چهارم نداریم و داریم. نداریم بدین مفهوم که سه ضمیر مفرد و سه ضمیر جمع داریم که جمعاً می شود: شش. پس ضمیر چهارم شخص مفرد نداریم و این می رساند که موضوع خارج از مفاهیم قراردادی و دستوری است و چیزی است ماورای طبیعت. اما از یک نظر هم این ضمیر را داریم، زیرا هیچ سه ای نیست که چهار نشود و نیز وقتی ضمیر ششگانه باشد، پس حتماً یکی اش شماره چهار است و آنهم ضمیر«ما» است۰ این پارادوکس معنایی به نظرم بسیار زیبا است و آن را می پسندم۰
دلیل دیگر آن، معنای ضمیر است. ضمیر از نظر دستوری به شخص حقوقی و حقیقی گفته می شود۰ اما معنای دیگر ضمیر، وجدان است. وقتی نویسنده می خواهد که خواننده ها ضمیرهایشان را مورد خطاب قرار دهند، در واقع می خواهد وجدانشان بیدار شود و بیدارگر هم خودشان باشند. «ضمیر چهارم»، ضمیر ناخودآگاه جمعی را به یاد می آورد، اما این ضمیر مفرد است، پس چیزی فراتر از آن. چیزی که هنوز ناشناخته است و کسی درباره اش چیزی نمی داند و مایل است به ضمیر خودآگاه تبدیل شود. این چهارمی خیلی معانی دارد و تمام کتاب تحت تأثیرش قرار دارد. کتاب هم به چهار و هم به شش بخش تقسیم شده که دو ضمیر آخر ناگفته می مانند. این خود داستانی دارد که در اینجا درباره آن صحبتی نمی کنم. و اما چهار که خودش نیز دارای پارادوکس است، هم تنهایی و هم جمع را در خود دارد. ضمیر لایه چهارم وجود انسان باید خیلی تنها و ناشناخته باشد، ولی چهار از جمع سه تا یک تشکیل شده و به نظر می رسد که باید جمعیت یکان باشد. اعداد در این کتاب خود حکایتی طویل و عریض دارند۰