| آزادی |
| ساعت ۱٠:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٩ |
|
میم. استانلی بوبین
تنها، فرار کردم. تنها، آزاد بودم…تقریباً. آنقدر نقب زدم تا اینکه سقف پائین ریخت. نیمه مدفون شدم، پرتو ماه چشمم را می زد. بیرون پریدم و دویدم. آژیر ناله کرد. تفنگی بنگ. سگ ها زوزه کشیدند. در آب شیرچه زدم. به طرف پایین رود شناور بودم. در امتداد مرز. به طرف آزادی! هنوز، شب های دیگری هست. گزلیک فرو می رود. خون روی دست هایم می پاشد، روی صورتم، روحم. تنها، آزادی از من طفره می رود.
کلمات کلیدی: داستان
|
|
| مي گويم، پس هستم |
| بايگاني وبلاگ |
| نشست ها |
| ادبيات متفاوت ـ پاتق فرهنگي ادبيات زباني ـ اتاق شعر مخاطب ادبيات زباني ـ آنكارا بررسي شعر در اتاق شعر |
| مطالب اخير |
| نقد كتاب هايم |
| پيوندها |
| نقدها |

