<> یکبار ی (بخشی از مجموعه داستان هایی برعکس) - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

یکبار ی (بخشی از مجموعه داستان هایی برعکس)
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/٢٢  

    گرگی با لباس میش در میان خویشان کمین کرده بود. خویشان به او شبیخون زدند و پاره پاره اش کرده، چند لقمه بیش نمانده بود که پوزه ای بر زمین نمایان شد. دیدند که همچو خودی را خورده اند و دانستند خودان را می توانند خورد، پس خود خوردن از سر گرفتند.

    میشی با لباس گرگ در میان گرسنگان می چرید. ..

 


کلمات کلیدی: داستان