محمد آزرم
مدتهاست به این باور رسیدهام که در مواجهه با نوشتارهای متفاوت چه شعر باشند چه قصه و چه نقد و نظریه، باید به خوانش آنها اقدام کرد. چرا که هر خوانشی صرفا از چشم اندازی ارایه میشود و از کلینویسیهای نقادی براساس آنچه برای معیار است، دور میمانیم و در عوض به ساخته شدن نوشتار در لحظه نزدیک می شویم که این دومی برای لذت بردن از خواندن و آفرینش همراه با آن برای هرخواننده احتمالی مطلوبتر است. قصههای «لیلا صادقی» همه مثل هم نیستند و با یک استراتژی نوشته نشده اند. پس نمیشود همه آنها را در یک رده قرار داد و با هر معیاری درباره آنها قضاوت کرد. اما می توان به رویکردهای متنوع این قصهها اشاره کرد و بحثهای دقیق تر را برای گفتوگوهای کاملا تئوریک باقی گذاشت. پس آنچه میخوانید نگاهیست که باید به خوانش هریک از انواع قصههای صادقی، بسط پیدا کند و آنجا یک بار دیگر دقیق شود. . .
برای خواندن ادامه اینجا را کلیک کنید.