<> موضوع گریزی در داستان زبانی(بخش 1) - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

موضوع گریزی در داستان زبانی(بخش 1)
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٢۳  

 

    یکی از ویژگی های این گونه ادبی، گریز از موضوع محوری است. داستان زبانی، حکایتی است از زبان واژگان. هر واژه با حضور خود سهمی در ادامه روند داستانی دارد و از میان واژگان مطرح شده در یک واحد زبانی، آن واژه ای نقش ادامه دهنده بر عهده می گیرد که پیوندهای معنایی و یا زبانی با متن و یا فرامتن پیش از خود دارد. «به مادام بواری فکر می کند و به مادامی که توی تاکسی نشسته و مادام دولاشانتری. احساس می کند که همه مادام ها را دوست دارد و دلش می خواهد مادامی که زنده است، در زندان روشنا باشد و روشنایی هم در زندان او که نوردبانش باشد به پشت بام و به او بگوید بانو. » (داستان هایی برعکس)  مادام بواری، ذهن راوی را به دو حوزه معنایی مختلف می برد. یکی مادام به معنای بانو و دیگری به معنای همیشه. سپس بنا بر فرامتنی که مادام بواری را به این داستان پیوند می دهد، واژه بانو کلیدی می شود و ادامه داستان را تعیین می کند. این بار داستان با توجه به حوزه زبانی واژه بانو، که در فارسی باستان به معنای روشنایی است، وارد مرز واژه های دیگری همچون چراغ، روشنایی و پشت بام و نوردبان می شود. پشت بام، به بالای خانه گفته می شود، چرا که روشنایی بر سطح آن می تابد. خانه و زن نیز از یک ریشه اند و به معنای نور و چراغ هستند. نوردبان نیز نام وسیله ای است که به واسطه آن می توان روشنایی را که بر سطح پشت بام قرار دارد، در نوردید. در نتیجه، حوزه معنایی و زبانی یک واژه می تواند در ادامه داستان نقش مند باشد و دیگر نیازی به موضوع بیرون از فضای داستان برای ادامه جریان داستان نیست.  


کلمات کلیدی: نقد