با نگاهى به تاریخ چاپ آثار شما که تقریبا هر دو سه سال یکى و یا سالى دو اثر از شما به چاپ رسیده است، پس از چاپ هر اثر چگونه از آن فاصله مىگیرید و به کار بعدى مىپردازید؟ آیا موضوعهایى در دفترچهى یادداشت خودتان دارید که یکى پس از دیگرى روى آنها کار مىکنید؟ به طور کلى، موضوعهاى داستانتان به مرور هنگام نوشتن ایجاد مىشوند یا طرح اولیهى آنها وجود دا رد؟
به مرور. من هیچوقت دنبال موضوع نمىگردم. خود موضوع مىآید سراغ من. وقتى که مشغول یک کارى هستم، شاید یک موضوعى که هیچ ربطى به کارى که دارم مىکنم ندارد بیاید سراغم. دفترچهى یادداشت ندارم. روى کاغذ یادداشت مىکنم. کاغذها را مىگذارم یک گوشهاى، توی کشو، یا یک جایى که جلوى چشمم نباشد، و وقتى که کارم تمام شد، یعنى دادمش براى چاپ، مىروم سراغ یادداشتها و شروع مىکنم به کار بعدى. به همین دلیل، همیشه دارم یک کارى مىکنم. معمولا وقتى که یک کارى تمام مىشود، یادداشتهایى را که روى هم تلنبار کردهام زیر و رو می کنم و حالا باید تصمیم بگیرم که کدامیکى را اوّل بنویسم.
شما قبلاً در جایى دربارهى رمان ”گاوخونى“ گفته بودید که ”من خودم اصلاً فکر نمىکنم که این کتاب مهمترین نوشتهى من باشد و اصلاً دلم نمىخواهد دوباره به سراغ آن آدمها و آن حال و هواها بروم و همان داستان را از زاویهى دیگرى به صورتى عینىتر بنویسم.“ هوشنگ گلشیری هم دربارهى ”شازده احتجاب“ مىگفت که پس از ”شازده“ کارهاى بهترى دارد و نباید شاهکار او را ”شازده احتجاب“ بدانیم. اما با همهى این احوال، نام شما در ذهنها همراه رمان ”گاوخونى“ مىآید. شما ترجیح مىدادید که نامتان در کنار کدام اثرتان به اذهان عموم بیاید؟
بقیه در....