<> مصاحبه با جعفر مدرس صادقی - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

مصاحبه با جعفر مدرس صادقی
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٢٩  

    با نگاهى به تاریخ چاپ آثار شما که تقریبا هر دو سه سال یکى و یا سالى دو اثر از شما به چاپ رسیده است، پس از چاپ هر اثر چگونه از آن فاصله مى‏گیرید و به کار بعدى مى‏پردازید؟ آیا موضوع‏هایى در دفترچه‏ى یادداشت خودتان دارید که یکى پس از دیگرى روى آنها کار مى‏کنید؟ به طور کلى، موضوع‏هاى داستانتان به مرور هنگام نوشتن ایجاد مى‏شوند یا طرح اولیه‏ى آنها وجود دا رد؟


  به مرور. من هیچ‏وقت دنبال موضوع نمى‏گردم. خود موضوع مى‏آید سراغ من. وقتى که مشغول یک کارى هستم، شاید یک موضوعى که هیچ ربطى به کارى که دارم مى‏کنم ندارد بیاید سراغم. دفترچه‏ى یادداشت ندارم. روى کاغذ یادداشت مى‏کنم. کاغذها را مى‏گذارم یک گوشه‏اى، توی کشو، یا یک جایى که جلوى چشمم نباشد، و وقتى که کارم تمام شد، یعنى دادمش براى چاپ، مى‏روم سراغ یادداشت‏ها و شروع مى‏کنم به کار بعدى. به همین دلیل، همیشه دارم یک کارى مى‏کنم. معمولا وقتى که یک کارى تمام مى‏شود، یادداشت‏هایى را که روى هم تلنبار کرده‏ام زیر و رو می کنم و حالا باید تصمیم بگیرم که کدام‏یکى را اوّل بنویسم.

    شما قبلاً در جایى درباره‏ى رمان ”گاوخونى“ گفته بودید که ”من خودم اصلاً فکر نمى‏کنم که این کتاب مهم‏ترین نوشته‏ى من باشد و اصلاً دلم نمى‏خواهد دوباره به سراغ آن آدم‏ها و آن حال و هواها بروم و همان داستان را از زاویه‏ى دیگرى به صورتى عینى‏تر بنویسم.“ هوشنگ گلشیری هم درباره‏ى ”شازده احتجاب“ مى‏گفت که پس از ”شازده“ کارهاى بهترى دارد و نباید شاهکار او را ”شازده احتجاب“ بدانیم. اما با همه‏ى این احوال، نام شما در ذهن‏ها همراه رمان ”گاوخونى“ مى‏آید. شما ترجیح مى‏دادید که نامتان در کنار کدام اثرتان به اذهان عموم بیاید؟

بقیه در....


کلمات کلیدی: یادداشت