این گفت و گو، بدون حفظ امانت، چاپ شده به گونه ای که سوال ها و نام مصاحبه گر حذف شده و جمله ها که به نثر مصاحبه گر بوده به قلم نویسنده نسبت داده شده، آن هم با حذف های بسیار...می توانید این مطلب را در خود روزنامه بخوانید:
لیلا صادقی ، دانش آموخته ادبیات از دانشگاه علامه طباطبایی و نویسنده و مترجمی است که تاکنون از وی رمانها و مجموعه داستان های «ضمیر چهارم شخص مفرد»، «وقتم کن که بگذرم» و «اگه اون لیلاست پس من کی ام » منتشر شده.
صادقی چندی است که داستانک های اینترنتی را مطالعه و بررسی می کند و آخرین کار او در این زمینه ، ترجمه منتخب داستانک های بوبن است. او در یادداشتی از یافته های خود در این زمینه می گوید.
مهمترین دلیل شکل گیری داستانک های اینترنتی این است که داستان نویس ها می خواهند راههای مختلف را بیازمایند. بعد از تجربه مینی مالیست ، آنها به این نتیجه رسیده اند که می توانند کلمات کمتری خرج کنند.
اینک مهمترین دغدغه شان این است که خوانندگان درگیری بیشتری با داستان داشته باشند. به عنوان مثال ، صحنه ها، شخصیت ها و عناصر داستانی طوری توضیح داده می شوند که خواننده سهم زیادی در شکل گیری داستان دارد.
قبلا این طور نبود مثلا در سبک رئال نویسنده سعی داشت بیشترین و دقیق ترین توصیف ها را ارائه دهد. دلیل دیگر می تواند زمان کم مخاطب باشد.
نویسنده ها سعی کرده اند حرفی را که در فرصتهای 300صفحه ای می زنند در چند کلمه بگنجانند. وقتی از خود بوبن پرسیده اند چرا به این نوع نوشتن روی آورده ای، می گوید: من همیشه می خواستم ببینم آیا می شود با کمترین کلمات، بلندترین داستان را نوشت یا با حداقل کلمات ، بیشترین حرف را زد.
یعنی سهم کمی کلمات را پایین آورد و سهم کیفی آنها را بالا برد. برای این کار باید در انتخاب کلمات دقت بیشتری به خرج داد.
دلیل بعدی این است که اصولا هر داستانی ریشه در زندگی انسان ها دارد. در زندگی لحظه هایی پیدا می شود که کوتاه ، گذرا و آنی است و داستانک ها نشان دهنده این لحظه های آنی هستند.
این به معنی اهمیت دادن به لحظه های زودگذری است که بی ارزش جلوه می کنند. بارها داستانک های بسیار ساده ای را دیده ام که سادگی آنها باعث حیرت می شده اند. برای من خیلی جالب است که این داستان های کوتاه و ناچیز تقسیم بندی ها و سبکهای مختلفی را ایجاد کرده اند و این مرا به یاد تنوع لحظات زندگی می اندازد.
پیش از آشنایی با داستانک ها ، ترجمه های خانم گرکانی را دیده بودم ، اما آن داستان ها هم آنقدر کوتاه نبودند. داستان های 88 یا 100 کلمه ای رواج داشتند، ولی من کنجکاو بودم ببینم چه کارهای دیگری هست تا این که به داستانک های یکی دو کلمه ای برخوردم.
قبل از آن فکر می کردم کوتاه ترین حد داستان یک پاراگراف است. برایم عجیب بود و می خواستم از فلسفه اش سردربیاورم. برای همین با نویسنده های داستانک گفتگوی اینترنتی کردم.
امروزه هر کسی که بخواهد راه جدیدی را تجربه کند، مطمئنا گوشه چشمی به گذشته مثلا رئال و سوررئال دارد، اما به آن معنا نیست که می خواهد آنها را تکرار کند. هر سبک نویی باید کارهای قبل از خودش را پشت سر بگذارد.
پس لازمه پیش رفتن شناخت ادبیات گذشته است. برای شناخت ادبیات گذشته راهی جز مطالعه آن نیست. بنابراین ادبیات پیش از ما بر ما تاثیر می گذارد.
مهمترین تاثیر ی که داستانک ها در جریان های ادبی داخل می گذارند، جلب توجه بیشتر به ارزش کلمات است ؛ چون بیشتر داستان نویسان داخلی به توصیف و کش دادن ماجرا تمایل دارند.
بدترین تاثیر هم می تواند تقلید صرف از این نوع داستانی باشد. مهمترین تاثیری که من از داستانک ها گرفتم و برایم جالب بود این است که اسم این داستانک ها جزیی از داستان بشمار می آید، در حالی که پیش از این ، عنوان ، فقط در بردارنده محتوای داستان بود. محیط ارائه این گونه ادبی ، بستگی به موضوع داستانک دارد.
بعضی مخصوص فضای اینترنت هستند چرا که داستان به جای دیگر لینک می شود. به همین خاطر به یک فضای هایپرتکست نیازمند است ، اما تکیه بعضی از آنها بر کلمه است ، پس روی کاغذ ارائه می شود.
اما در پایان باید از خود بپرسیم که چطور می شود این داستانک ها داستان باشند چون سوال می شود که چگونه متنی می تواند بدون عناصر داستانی ، داستان باشد. جواب من این است که عناصر داستانی در این داستانک ها وجود دارند، اما به شکل دیگری.
یکی از تاثیراتی که این داستانک ها می گذارند، بازتعریفی است که از عناصر تعریف شده داستان کلاسیک ارائه می دهند. هر قلمی که می نویسد، فضای خودش را ایجاد می کند و استفاده از عناصر باید به گونه ای باشد که لازمه آن فضاست.