| كجای اين تصوير ايراد دارد |
| ساعت ۸:٤٠ ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/٤ |
|
alaeadin@yahoo.com نيلسون: (كنترل تلويزيون را بر مي دارد و روشنش مي كند.) كانل اي. تي1: «وقتي مي خواهيم از خبرسازان2 و عكاسان حرفه ای صحبت كنيم، حال آدم هاي مشهور به هم مي خورد.» (تصوير روزن بار۳ با تكان هاي شديد و نامتعادل نزديك عكاس مي شود و بعد بحث و جدل شروع شده و اكثر حرف ها سانسور مي شود.) «امشب شلاق هاليوود به طرف خبرنگاران نشانه مي رود.» كانال كاپس۴: (صداي خشك و بدون احساس گوينده شنيده مي شود.) «پليس پاريس در يك تعقيب سريع.» (صحنه اي از پليس پاريس با زير نويس انگليسي) «لطفاً از ماشين پياده شين!» (همان صدا) «يك خبرنگار در حين جاسوسي دستگير مي شه.» (دوربين زوم مي كند روي مسافراني كه از خودرو پياده مي شوند در همان جايي كه پليس به دنبالشان بوده) «آيا واقعاً اين ها همانند؟» نيلسون: (كانال را عوض مي كند.) برنامه مستند هارد كپي۵: «خبرسازان! يك مشت آدم هاي بي عفتي كه...» (مردي كه دوربين روي دوشش است، متلكي به شون پن مي اندازد) «اون ها واقعاً گستاخند…» (مرد دوربين به دوش، درب سطل آشغال را به صورت يك سپر جلوي مشت شون پن مي گيرد) اون ها واقعاً شيطان هايي پست هستند (مرد دوربين به دوش درحال فيلم گرفتن از شون پن به دام مي افتد، همان طور كه بالا و پايين مي پرد، دست مجروح فيلم بردار را در چنگ خودش نگهداشته و به او فحش و ناسزا مي گويد) «اون ها رو امشب به صورت مستند از هارد كپي بينيد.» نيلسون: (كانال را عوض مي كند.) كانال اخبار محلي۶: «امشب ساعت 11 خبرسازان در كمين پرنسس ديانا هستند. شايد نفر بعدي يكي از خانواده شما باشد!» نيلسون: (كانال را عوض مي كند. كانال اكسترا۷: «تا صبح اين خبرساز لوند يكي از ستاره هاي برنامه بي واچ۸ رو تور زده و لول مي زنه تو شكارش (نماي نزديك از پاملا آندرسون كه با دست جلوي دوربين را مي گيرد)، به همان اندازه اي كه شب ها برهنگي اش را جلوي دوربين عكاسان مد نشان مي دهد، صبح ها چهره اش را از دوربين خبرسازان پنهان مي كند. دوربين فيلم برداري روي ريل طول استوديو را به دنبال قدم هاي يك زن حركت مي كند و از ساق ها بالا مي روند، بالا، كات) نيلسون: (كانال را عوض مي كند.) كانال آمريكن ژورنال ۹: «زني مي گه يك خبرساز بچه اش را دزديده (چاق و از اون زناي خانه دار شلخته با صورتي گرد كه به دوربين اخم مي كند) «خب، اون قانون رو با دست هاي خودش اجرا مي كنه...» (نماي كوتاه از زن كه دست هاش تهديدآميز حركت مي كنند.) نيلسون: (آهي مي كشد. تكيه مي دهد به عقب. كانال را عوض مي كند. موسيقي متن برنامه اكسترا در پس زمينه شنيده مي شود.) با تشكر از باب سيگل
|
|
| مي گويم، پس هستم |
| بايگاني وبلاگ |
| نشست ها |
| ادبيات متفاوت ـ پاتق فرهنگي ادبيات زباني ـ اتاق شعر مخاطب ادبيات زباني ـ آنكارا بررسي شعر در اتاق شعر |
| مطالب اخير |
| نقد كتاب هايم |
| پيوندها |
| نقدها |


