. .

در روز دوم نشست در آنکارا، روزنامه دجله درباره تأثير ادبيات ايران و تركيه بريکديگر با نويسندگان مدعو از ايران مصاحبه ای داشت:
در ابتدا، براهني در پاسخ گفت: مولوي يکی از شاعران مهمی است كه نيمي از عمرش را در تركيه گذراند. زبان فارسي در گذشته بر زبان درباري تركيه تأثير عجيبي داشته و وقتي تركيه دوره عثماني به آتاتورك وارد شد و رسميت تركي پيدا كرد، ارتباط زبان فارسي و تركي قطع شد. زبان عربي، زبان عرفان و زبان بخشي از شعر فارسي و تركي است که ما در ميدان اصلي سه زبان اصلي خاورميانه زندگي مي كنيم و بايد قوت اين ارتباط را عميق کنيم.
عمران صلاحي گفت كه شاعران دوره مشروطيت از جمله دهخدا اغلب به استانبول مي آمدند و از ترك ها مي توان رجائي زاده و احمد هاشم و توفيق فكرت را به ياد آورد كه بر نيما تأثير گذاشته اند.
درباره سانسور سؤال شد كه جواد مجابي آن را چند نوع دانست. سانسور دولتي كه ملت را طبق قواعد و نظام خود در مي آورد. سانسور افكار عمومي، گروه هاي سياسي و سانسور اقتصادي و خودسانسوري.
برخي نيز بر اين عقيده بودند كه محدوديت سانسور باعث پيچيدگي و بيان هنري ممنوعيت ها شده است.
ليلا صادقی درباره وضعيت آزادی و حقوق زنان و فعاليت های ادبی آن ها و موضوع هايی که برای کارهايشان انتخاب می کنند گفت: که به عقيده من مسئله زن يا مرد مطرح نيست. نمی شود گفت که تنها زن ها از حقوق مسلم خود برخوردار نيستند، چون مردان نيز وضعيت مشابهی دارند و مسئله حقوق انسان است که بايد مطرح شود. به ادبياتی که نويسنده آن زن يا مرد باشد، و همچنين به موضوع محوری در ادبيات اعتقادی ندارم. به عقيده من موضوع هر چيزی می تواند باشد. موضوع می تواند دری چوبی و کم اهميت باشد و يا لکه ای رنگ و رو رفته. چرا که تمام ناخود آگاه و دنيای درونی نويسنده از خلال موضوع های پيش و پا افتاده مطرح می شود و در واقع انتخاب موضوع های مهم به گونه ای به رخ کشيدن موضوع بر اثر ادبی است. متن می تواند موضوعی بی اهميت را به گونه ای مطرح کند که همه مشکلات بشری در همان يک تکه چوب يا لکه ديده شود.