از ميان خانه ها راهي باز مي شود به تك درختي كه زماني از ميان درختان راهي باز مي شد به خانه اي. كسي توي يكي از خانه ها نشسته و از پنجره اي ميان ديوارهاي سيماني سعي مي كند به دورنماي سبزي درون خانه اي ديگر سرك بكشد و در خانه ديگر كسي پتوي سبزش را تا مي كند و در سبز كمدش را باز و مانتويي چمني تنش مي كند و روسري يشمي اش را مي اندازد سرش و از اتاق مي رود بيرون. چيزي نمي گذرد كه چيزي شبيه درخت از در يكي از ساختمان ها بيرون مي زند و لابه لاي خانه ها گم شود.

كسي توي يكي از خانه ها نشسته و از پنجره اي سيماني عاشق درخت مي شود و به سيب هايي فكر مي كند كه مي توانند از درخت های دست بيفتند روي زمين و بعد هم او بشود كاشف جاذبه اي كه دندان هاي كرم خورده را به طرف گوشت سيب مي كشاند و باعث طرد آدم مي شود از زماني كه از ميان درختان راهي باز مي شد به خانه اي، به زماني كه از ميان خانه ها راهي باز مي شود به تك درختي.