<> داستان برگردان ۴۰ - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

داستان برگردان ۴۰
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۱٩  

 

وقت استراحت، آوريل 1992

كارگر 1: «به چي نگاه مي كني؟»

كارگر2: «به شورشيا. بردن. كشتن. سوزوندن. همه چيزو. همديگه رو. همه چيزو.»

كارگر1: «جداً!» (مكث) «پس اوضاع پسه؟»

كارگر2: «ندونيم بهتره.» (با نگاهي به ساعت.) «برگرديم سر كارمون.»

ميم. استانلی بوبين