<> گفت و گو ـ روزنامه ايران - ۳ آذر ۱۳۸۲ - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

گفت و گو ـ روزنامه ايران - ۳ آذر ۱۳۸۲
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۳  

 

            امروز با ... ليلا صادقی                                                     leila sadeghi

    «ضمير چهارم شخص مفرد» نام رمانی از ليلاصادقی است که به عنوان اولين اثر يک نويسنده مورد توجه منتقدان واقع شد. «وقتم کن که بگذرم» مجموعه شصت داستان کوتاه از او در سال ۸۱ توسط نشر نيلوفر به بازار آمد. «اگه اون ليلاست، پس من کی ام؟!» مجموعه يازده داستان است که در قطع جيبی منتشر شده است. ليلاصادقی متولد ۱۳۵۶ تهران فارغ التحصيل رشته ادبيات فارسی از دانشگاه علامه طباطبايی است و هم اکنون مترجمی زبان را در دانشگاه آزاد دنبال می کند. «وهم بزرگ» اثری از مارک استنلی بوبين نيز با ترجمه او چندی پيش به بازار آمد.

  • خانم صادقی الان چه کاری در دست نوشتن و يا انتشار داريد؟
  • الان کتابی در دست نگارش دارم که چيزی بين رمان و داستان بلند است. نام اين کتاب را «آدمها هربار يک طور خوانده می شوند» گذاشته ام. فعلا دارم روی اين کتاب کار می کنم و هنوز با هيچ ناشری برای چاپش وارد مذاکره نشده ام.
  • نوشتن در دو حيطه رمان و داستان کوتاه چگونه قابل پيوند است؟
  • «ضمير چهارم شخص مفرد» به اين صورت نوشته شده که ظاهرا چهار داستان مستقل است که ارتباطات بينامتنی دارند. يعنی اين چهار داستان هر يک هم به شکل مستقل قابل مطالعه است و هم به صورت يک رمان. اين تعريف را می تواند داشته باشد که از يک منظر «ضمير چهارم شخص مفرد» رمان است و از منظری ديگر رمان نيست. اگر بخواهيم از رمان همان تعريف کلاسيک را داشته باشيم شايد اين کتاب رمان به حساب نيايد. ولی به دليل اينکه اين داستانها در ادامه هم هستند و يک خط داستانی را تعقيب می کنندُ می توانند رمان باشند. در مجموعه «وقتم کن که بگذرم»  کتاب ديگر من هم که شصت داستان است، به نوعی اين داستان ها به هم مربوطند. ارتباط داستانهای اين مجموعه سبب می شود که خواننده در يک فضای مشترک حرکت کند. گاهی هر داستانی يک جنبه از يک اتفاق است. انگار يک اتفاق به شکل های گوناگون و از منظرهای متفاوت روايت شده است.
  • شما کتاب «وهم بزرگ» استنلی بوبن را برای کدام دسته از مخاطبان برجمه کرده ايد؟
  • من مخاطب را انتخاب نکرده ام.
  • به هر حال انتخاب يک اثر ازيک نويسنده برای ترجمه به فارسي، نوعی انتخاب مخاطبان هم هست.
  • من از داستهای کتاب «وهم بزرگ» خيلی خوشم آمده بود. چون داستانک هايی که از اين نويسنده ديده بودم و در مطبوعات چاپ شده بود، ويژگيهايی داشت که علاقه مند شدم برای علاقه مندان ايرانی ترجمه کنم. اما نمی دانم چه کسانی از چه قشری مخاطبان احتمالی اش هستند. چون هرکسی می تواند مخاطب اين اثر باشد. از اين نويسنده که در کاليفرنيا زندگی می کند، قبلا هيچ کتابی به فارسی ترجمه نشده بود.