فرزان سجودی یکی از مترجم های خوب کتاب های نظریه ها و تئوری های ادبی است. او همچنین نوشته های ارزنده ای در زمینه «پست مدرنیسم» و دیگر زمینه های نطریه ادبی دارد. نوشته زیر از اوست:
ده رمانی که نام می برم به هیچ وجه بر اساس یک مطالعه ی تطبیقی و فراگیر در رمان هایی که طی یکی دو ساله ی اخیر چاپ شده اند یا من طی یکی دو ساله ی اخیر خوانده ام انتخاب نشده اند و بی تردید رمان های بسیار دیگری هستند که شایسته اند از آنها نامی برده شود. به هر حال وقتی به حافظه ام رجوع کردم تا پاسخی به خواسته ی دوستان عزیز مجله ی چلچراغ بدهم، اینها را به یاد آوردم:
۱-
چراغ ها را من خاموش می کنم نوشته خانم زویا پیر زاد به خاطر زبان ساده، روان و بی تکلفی که به کار می برد.
۲-
ضمیر چهارم شخص مفرد، نوشته خانم لیلی صادقی، چرا که (الف) از همه ی تواناییهای بصری متن نوشتاری انتخاب قلم های متفاوت، حتی انتخاب رنگ – خلاقانه (و نه برای تزئین متن) استفاده می کند،و به این ترتیب نشان می دهد که نوشتار که به نظر می رسد شکل تصویری زبان است و گویی خود در سیطره ی دیگر ویژگی های زبان بوده است چه ها که نمی تواند بکند؛ و (ب) به خاطر غلط های نحوی اش مگر نه آن که به قول خود صادقی زندگی پر است از غلط های نحوی!
۳-
شهری که زیر درختان سدر مرد……..
۴-
آیینه های دردار……..
۵-
شهر هشتم، محمد قاسم زاده….
۶-...