<> درباره اگه اون ليلاست... - Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

درباره اگه اون ليلاست...
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢٥  

   ... اين مطلب فقط برای ايجاد بحث و گفت و گو درباره مباحث ادبی است. دوستان می توانند گفت و گو کنند. البته با ذکر آدرس هايشان. البته طرف گفت و گويشان من نيستم. بلکه تمامی بينندگان گرامی طرف گفت و گو هستند.

نوشته:شکرالله ذبيحی

    تجربه كردن يورش بردن بر نا شنا خته است . چيزي است كه فقط پس از وقوع مي توان چوبش را مشخص كرد. آوانگارد بودن ,درحقيقت , درصف مقدم بودن است. حتما"در اين مملكت كتا بي دراين بهبوهه تناقض تا اين حد ارايه گرحركتي تازه از مرحله ابداع خارج نشده با شد .اثر خانم صادقي تما م حدت و شدتش را بكار مي گيرد تا از ادبيا ت مولف دفاع كرده و عرصه نو ظهور ادبي راكه پيشتر ها از آن ياد كرديم عرضه دارد .
    حيني كه هنوز به اين حرف پافشاري مي كنم كه ادبيا ت تازه ما به نقد گه نقاد احتياج نداشته بلكه ادبيات امروز بيشتر به انسان فهيمي نيازمند است تا فرصت و رشد ذهني جامعه را در درك و پذيرفتن آثار جديد آماده سازد و " اگه اون ليلاست پس من كي ام ؟" تأييد محكمي ست بر اين ادعا . همين ادعا باعث مي شود : اهميت كلام در شكل و ريتم و فحواي اثر جاي هر گونه قيد و بند و صرف و نظر را مي گيرد . "اگه اون ليلاست . . . ؟ " نه انكه به مقوله معنا زدايي و يا به عبارتي به تعويق انداختن معنا وارد نمی شود بلكه خواننده حرفه اي ادبيات ما را ازشناخت تا’ويل متن به مقوله تازه زيباشناسي و تاويل معنا سوق داده ، رهنمون می شود.

    "شا خه خشك درختي كه دستهاي " نمونه بارز خروار اين مجموعه است .عصاره و معناي ذهني به صورت عنوان و سر فصل قصه قرار گرفته تا با پاي نهادن به عرصه داستان، معنايي در حقيقت كشف رمز شود نه آنكه معنا به تعويق افتد .
آنچه ادبيات, خصوصا ادبيات عرفاني ما را پر از معاني نموده، وجود راز و رمزها و قفل و كليدهاي بيشماري است كه ليلاي صادقي در روزمره ترين احساسات شهري قصه اش را گره گشايي می كند. كتاب كه عصاره و چكيده بحق درخشان دو اثر ديگر خانم صادقي است به عنوان مهمي تثبيت كننده ادبيات ايشان نقش به سزايي ايفا مي كند. حس طنز داستان "قايم موشك" نوستالوژي و دل گرفتگي كه البته در ساير داستانها طور به طورهاي مختلفي ديده می شود، خود نما يي اثر را پتك مي زند .

الان زمان مناسبي ست كه هر چه زودتر با آن ادبيتي كه در ذهن داريم خدا حافظي ابدي داشته باشيم .
فرداي "من" روشن است: ما. الله ابهي

    هر چند در اين تاويل معنا خانم صادقي  قضايا را شفاف , اما كمپوزيسيون ا ثر دست به استعاره اي آشكار ميزند كه اين خود تضاد ديالكتيك اثر و عدم وفاداري با به ظاهر جريانهاي نسل حال ادبي را روشن ميسازد. امروزه كمتر كتابي ميتوان يافت كه از دروغ , سركيسه كردن , به هستي و تفكر انسان سرقت نمودن, هتك حرمت هايي كه در قالب رفاقت و رقابت انساني صحبت می شود سخني نگويد , مخاتب فلك زده امروز رهايي را در نوشته جايی ميبيند كه خوددر بند و چار چوب و شيرازه مجلد كتابت خويش است. " اگه اون ...؟" در نظر دارد خود را و ما را به نحو فزاينده اي با خويشتن تغيير يافته خويش مواجه سازد, و اين رسم الخطي است كه ليلا صادقي به كرات در سطور كتاب آن را "خطور" مي كند . و انچه او را نزول نمي كشاند اصالت و ريشه تاريخي هنر ايران زمين است .
    حرف آخر اينكه الان زمان مناسبي است كه هر چه زودتر با آن ادبيتي كه در ذهن داريم خدا حافظي ابدي داشته باشيم .
فرداي "من" روشن است: ما. الله ابهي

----------------

از نظر دوست و هنرمند گرامی آقای شکرالله ذبيحی متشکرم. البته نقد ايشان را هم می شود نقد کرد و از دوستان گرامی دعوت می کنم درباره مباحثی که ايشان مطرح کردند، به گفت و گو بنشينند. خود من نيز درباره مباحثی که ايشان مطرح کرده اند از جمله به تعويق انداختن معنا، ... لازم به بحث می بينم.....