| داستان برگردان ۳۶ |
| ساعت ٢:٥٥ ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢٤ |
|
درون اُوِن لاريون يه خورده پيش، شنيدم يكي… اون بيرون … مي گفت:…. « وقتت تموم شد! ديگران هم از اين واقعيت مجازي (كامپيوتر) مي خوان استفاده كنند!»
----- از نظرهای شما دوستان عزيز ممنونم. پيشنهاد می کنم بياييد بخش ديگر متن را (نيمه ديگر سيب) که در هر متنی بر عهده خواننده است، بنويسيد و بخش ديگر متن را از ذهن خلاق خود به بيرون و سپس درون ديگران بفرستيد. |
|
| مي گويم، پس هستم |
| بايگاني وبلاگ |
| نشست ها |
| ادبيات متفاوت ـ پاتق فرهنگي ادبيات زباني ـ اتاق شعر مخاطب ادبيات زباني ـ آنكارا بررسي شعر در اتاق شعر |
| مطالب اخير |
| نقد كتاب هايم |
| پيوندها |
| نقدها |

