عكس هاي روياهاي يك جنين (از جاويد رمضانی)، عكس هايي انتزاعي هستند كه موازي جريان هاي ادبي، گامي به پيش نهاده اند و حتا از برخي جنبه ها جلوتر از جريان هاي ادبي در ايران حركت كرده اند.
اين عكس ها، از چهار طرف ديده مي شوند، و هر بار با تأويل و تعبير متفاوتي از دفعه قبل مي توان به آنها نگاه كرد. در واقع، با هربار نگاه كردن عكس ها، اتفاق جديدي در آنها رخ مي دهد. و اين همان حركتي است كه از لحاظ داستاني، متن بايد هربار با يك خوانش و با يك نگاه قابل خواندن و تجربه شدن باشد. هر بار كه ديده و يا خوانده مي شود، متولد شود. و اين تولد پس از هربار مرگ، در روياهاي يك جنين به خوبي اجرا شده است. جنيني كه با هر بار ديده شدن، يكبار در ذهن مخاطب آن به دنيا مي آيد و اين جنين هاي پوشيده شده در حصار رحم، روزمرگي، عقلانيت، سنت، تعصب، خودكامگي، … بايد به واسطه مخاطب آن از اين زندان ها آزاد شود و به حيات آغاز كند و اين آغاز حركت و هدف غايي اين تصاوير مثالي است. چنانكه آفرينشگر اين تصاوير مي گويد: «گويي فاصله روح و جسم بسيار شده است و جسم با سرعت بسياري در هر لحظه به فضاي غير واقعي و لحظه اي تن ميدهد. اجبار اقتصادي، مصرف و توليد و سياست هم مزيد بر علت است.»
اين تصاوير، واقعيت را بازنمايي نمي كنند با اينكه تصويري از واقعيت هستند. عكسي از دنياي بيروني كه هيچ مصداق بيروني ندارند و تصاويري ذهني را شكل مي دهند. تصاويري متغير و متكثر در عين وحدتي كه در جريان كل مجموعه روياهاي يك جنين وجود دارد. (وب لاگ تصاوير مثالی)
