| نیش آخر |
| ساعت ٧:٠٤ ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٢۳ |
|
میم. استانلی بوبین نیش آخر
با دوستی استدلال می کردم.کلمه های آخر دقیق بود. گفتم: «حق با منه! زندگی بی معنیه و هیچ خدایی وجود نداره.» برای اثبات، ششلولم را درآوردم، آن را طرف سرم نشانه گرفتم و ماشه را کشیدم. مغزم منفجر شد. هنوز چیزی آزارم می دهد، با این وجود … فقط نمی توانم تعجب نکنم از اینکه… اگر حق با من بود، چطور این را توانستم بنویسم؟
کلمات کلیدی: داستان
|
|
| مي گويم، پس هستم |
| بايگاني وبلاگ |
| نشست ها |
| ادبيات متفاوت ـ پاتق فرهنگي ادبيات زباني ـ اتاق شعر مخاطب ادبيات زباني ـ آنكارا بررسي شعر در اتاق شعر |
| مطالب اخير |
| نقد كتاب هايم |
| پيوندها |
| نقدها |

