| بیشتر نه، کافیه |
| ساعت ٢:٥٤ ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/۱۳ |
|
ریچارد کی. ویمز
بیشتر نه، کافیه (در یک شعر پنج بحری) یک: صبح پزشکم گفت که زیادی مشروب می خورم. به من تجویز کرد: «دیگه بیشتر نه، کافیه» دو: عصر تا صبح ساقی در حالیکه آواز می خواند، به من اشاره می کند: یک دور دیگه؟ (احساس می کنم روده ام الو گرفته و پرزهایش ریخته.) بیشتر نه! زاری کنان. باید برم، ناله کنان، باید ترک کنم. (مرگ جلوی چشمم را می گیرد، طرحی منحصر به فرد و درخور.) ساقی پوزخندی می زند و من بدجوری با چند پیاله به حیثیتم گند می زنم.
کلمات کلیدی: داستان
|
|
| مي گويم، پس هستم |
| بايگاني وبلاگ |
| نشست ها |
| ادبيات متفاوت ـ پاتق فرهنگي ادبيات زباني ـ اتاق شعر مخاطب ادبيات زباني ـ آنكارا بررسي شعر در اتاق شعر |
| مطالب اخير |
| نقد كتاب هايم |
| پيوندها |
| نقدها |

