...
در انتهای جلسه، لیلا صادقی دیدگاهی زبان شناختی درباره پدیدارشناسی ادبیات زنانه ارائه می دهد که در شماره جدید مجله بیدار اصل مقاله موجود است. او سه نوع ادبیات را برمی شمرد: 1 ـ ادبیات زبانی که در آن داستان از زبان حرکت می کند و این دیدگاه، برگشتی به تاریخچه زبان شناسی دارد. او می گوید که داستان در دل زبان قرار دارد و نویسنده باید این داستان هایی که در طول تاریخ در دل زبان ایجاد شده است را کشف کند. (در ریشه شناسی، از کلمات، تاریخ جهان، وقایع طبیعی را بیرون می کشند و یا پیشگویی می کنند، مانند قرآن و تورات) 2 ـ ادبیات روایی که در آن زبان وسیله است و تنها موضوع اهمیت دارد. 3 ـ ادبیات زبانی ـ روایی که در آن زبان موضوع نیست و زبان مانند زنان، جنس دوم به حساب می آید و در درجه دوم اهمیت قرار دارد.
در دیدگاه اول که لیلا صادقی داستان های خود را نیز از آن نوع می داند، با مخالفت مریم خراسانی و شهریار وقفی پور مواجه می شود، مبنی بر اینکه معنی و زبان هم زمان ایجاد می شود. صادقی می گوید که در زمان های اولیه، اشیایی که پیرامون بشر وجود داشته، وارد ذهن بشر شده است و بشر برای بیان این معانی که در ذهنش در روزگاه اولیه ایجاد شده، زبان گفتاری (نظام ارجاعی) را رفته رفته ایجاد کرده است (بیان معنی انگیزه ایجاد زبان بوده است) و در واقع زبان از شکل اشاره ای به شکل گفتاری در آمده است. خراسانی می گوید که زبان و معنی هم زمان ایجاد می شوند!! (او کاربرد زبان را می گوید) و وقفی پور نیز بر این عقیده است که در نظریه دریدا گفته شده است که زبان و معنی در روزگار اولیه همزمان ایجاد شده اند. با توجه به اینکه اینجانب از دریدا درباره تاریخ ایجاد زبان چنین چیزی ندیده و نشنیده ام و گمان می کنم دوستان حاضر تفاوت میان ایجاد زبان در زبان اولیه و کاربرد زبان در زمان کنونی ( که مورد بحث سوسور بوده) را متوجه نشده اند، می شود از صحبت های ایشان صرف نظر کرد که این هم از معضلات حفظیات است که نتوانیم جای کاربرد حفظیات خود را تشخیص بدهیم. چرا که مطلبی که وقفی پور اشاره کرد، مربوط به ارتباط معنی و زبان در زمان کاربرد زبان بوده است. در زمانی که انسان کنونی قرار دارد و معنی با زبان در ذهن بشر شکل می گیرد، نه در روزگاری که هنوز زبان گفتاری وجود نداشته است.
به هر حال جلسه با سوء تفاهمات و عدم داشتن زبان مشترک و درک متقابل از مسائل زنان و زبان تشکیل شد و به پایان رسید. گمان نمی کنم هیچ یک دیگری را در حرف هایش محق دانسته باشد و از آنجا که معمول جلسات است، هر یک فکر می کنند که عجب حرفی به کرسی نشانده اند.