برای خواندن قسمت هفتم مصاحبه اینجا را کلیک کنید
- باز هم زاویه بحث را عوض کنیم،تا به حال از خودتان پرسیده اید چرا وقتی یک نویسنده ی زن کتابی چاپ می کند،درباره ی زنانه بودن یا نبودن نوشته اش بحث می شود و ممکن است خود نویسنده هم مورد سوال قرار گیرد،ولی از یک نویسنده مرد درباره ی جنسیت نوشتارش معمولا سوالی نمی شود؟دوم این که به نظر من بحث های فمنیستی با رویکرد اجتماعی بسیاری مواقع با بحث های ادبی و نوشتار شناسی ادبی مخلوط و مغلوط می شود و کسانی در مبحث نوشتارشناسی ادبی اظهار نظر می کنند که ربطی به ادبیات و نوشتار ندارند،به بحث های فلسفی فمنیسم هم ربطی ندارند،شاید به شعارهای سطحی و ایدئولوژی های اجتماعی زنانه ربط هایی به واسطه زن بودن یا تلاش برای بهبود موقعیت زن در اجتماع داشته باشند.رویکرد نوشتاری شما در به کار گرفتن تصویر ها که امور متعین و قرارداد شده ای هم نیستند،می تواند یک رفتار فمنیستی در نوشتار تلقی شود؟حرکتی که اقتدار نوشتار را که فمنیست ها آن را امری مردانه می دانند به پرسش می کشد؟ساختن زبانی زنانه دست کم برای قصه های خودتان در این دو کتاب؟
- خب، دلایل بسیار است. دلیل اول مسائل تاریخی است که موجب شده مردان در صحنه بازی کنند و زنان پشت پرده نمایشنامه مردان را بنویسند. اما اکنون که به عقیده من در هر علم و فنی، ظاهر بینی اکثریت مخاطبان را دور خود جمع می کند، فمینیسم هم در دام این جریان ظاهر بینی افتاده است. زنان برای بدست آوردن حقوق اجتماعی خود و رسیدن به پایگاه مساوی در برابر مردان به مبارزات اجتماعی و نوشتن مقالات و غیره پرداخته اند. حالا اگر ادبیات از لحاظ موضوعی به حقوق زنان بپردازد، به آن معنی نیست که آن ادبیات زنانه است. ادبیات زنانه باید خصوصیات زنانه داشته باشد. اگر از لحاظ ساختمان فکری و نیروهای درونی زنان و مردان را بررسی کنیم، خصوصیاتی که مربوط به قسمت زنانه مردان و خصوصیاتی که مربوط به قسمت مردانه زنان است و بالعکس، می تواند در ادبیات نمودار شود و ادبیات را به سمت تکثر، اجرایی شدن، زبانی شدن و غیره حرکت دهد. هیچ ادبیاتی نه صرفاً مردانه است و نه صرفاً زنانه. اما در برخی از متون امکانات مردانه کاربرد بیشتری دارند و در برخی متون امکانات زنانه. به نظر من از خصوصیات ادبیات زنانه می توان درون زایی آن را نام برد. ادبیاتی که در دل خود نوعی دیگری ادبیات پرورش دهد. از دیگر خصوصیات ادبیات زنانه می توان به تکثر معنایی و باروری زبان اشاره کرد. البته همان طور که در جامعه پایگاه زنان و مردان برابر باید باشد، ادبیات زنانه و مردانه نیز هیچکدام ارجحیتی بر دیگری ندارند. ادبیات مردانه نیز خصوصیات خودش را دارد و تحول و تکامل خودش را. اما فراموش نکنیم که ادبیات که زنانگی و مردانگی برابری را درخود داشته باشد، ادبیات به تکامل رسیده می تواند باشد. اما شما گفتید این سؤال را از مردان نمی پرسند،بگذارید حالا برای اولین بار از مردی بپرسیم که جنسیت نوشتار شما چیست و شما جایگاه جنسیت نوشتار و جنسیت مؤلف را چگونه می بینید؟
برای خواندن پاسخ اینجا را کلیک کنید