<> Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

شعرهای داوود ملک زاده
ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٥  

                                  دیروز به توبه‌ای شکستم ساغر
                                  امروز به ساغری شکستم توبه
                                                               (سلمان ساوجی)
    روز از نو، روزی از نو
خسته نمی‌شود
ـ شیطان ـ
از شکستن
هم‌چنان‌که خدا
از توبه‌های من.
شب، تطهیر می‌شوم و می‌خوابم
و صبح به دنیا می‌آیم.
من همان جهنمی‌ی بهانه‌جویی هستم
که به خدا می‌گفت:
             «مرا یک‌بار دیگر به دنیا برگردان!»
---------

 


کلمات کلیدی: شعر
 
عمران صلاحی داستان نویس
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٠  

نمی دانم چند سال یا قرن می گذرد که عمران صلاحی در میان ما نیست، اما می دانم که جایش خیلی خالی است. جایش برای نوشتن شعرهایی که ما را بخنداند از این همه تنشی که هر روزه ما را می چزاند، جایش خیلی خالی است برای گرفتن عکس های یادگاری در میان ما. جایش را هیچ چیز پر نمی کند به غیر از خاطره خوش لبخندش. و امروز دهم اسفند ماه زاد روز بوده شدن او را تبریک می گویم:

 


کلمات کلیدی: نقد
 
مرگ می میرد برای نوشتن از من
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٤  

 نیست همیشه باران برای اشک

دوده برای درد یا شیشه برای شکست

خیس می کند دوده های روی شیشه را نقطه چین هایم

مرگ می میرد برای نوشتن از من

نیست همیشه برگ برای خرد شدن

یا شاید برای کود شدن

ببخشید که وقتی توی آب پشتک می زدم

افتادم روی این خاک

ببخشید که به جای انگشت هایی برای شمردن پول های یک بانک خصوصی

ریشه زده توی هر دستم یک قلم

ببخشید که تا خورده ام، نمی دانستم کاغذی ام

ببخشید که پر شده ام از نقطه چین هایی که پر نمی شوند با هیچ حرفی

اصولاً ببخشید که نمی میرم،

ولی کلاً غرق شدن فرق دارد با شنا کردن


کلمات کلیدی: شعر